مطالعه تطبیقی حمایت های حقوقی از زنان در نظام مستمری بازنشستگی در حقوق امریکا و ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری حقوق عمومی، گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد بازنشسته گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران نویسنده مسئول

3 دانشیار گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 دانشیار، گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

اولین بار قانون سال 1935 امریکا، تامین اجتماعی را راهی جهت کاهش تبعات خطرهای اجتماعی دانست، که آثار نامطلوب اجتماعی دارند. برای تامین هر چه بیشتر امنیت اجتماعی، دولت ها از اقشار آسیب پذیر جامعه از جمله زنان، حمایت های بیشتری به عمل آوردند. حمایتی که از زنان در مستمری بازنشستگی خود در ایام سالمندی و بهره وری از مستمری بازنشستگی شخص ثالث از جمله همسر، پدروهمچنین بهره وری از مستمری بازماندگی شخص ثالث صورت می گیرد، بخشی از راهکارهای دولت ها برای کاهش تبعات خطرهای اجتماعی برای زنان می باشد. برای شناخت نقاط قوت و ضعف نظام بازنشستگی ایران در جهت حمایت هرچه بیشتر از این قشر آسیب پذیر جامعه به صورت توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی حمایت های صورت گرفته از زنان در ایران و امریکا مورد مطالعه قرار گرفته است.علیرغم اینکه ایران در انتخاب سن بازنشستگی و سن برخورداری دختران از مستمری پدر، حمایت های زیادی از زنان در نظر گرفته شده، ولیکن متاسفانه درحیطه همسر موقت و مطلقه با توجه به فرهنگ جامعه ایرانی، هیچ راهکاری پیش بینی نشده است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

جایگاه زنان به عنوان یکی از گروه های آسیب پذیر اجتماع و به واسطه  برخورداری از وضعیت خاص جسمی و روحی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین علت انتظار می رود که  زنان در جامعه از شرایط بهتر و مناسب تری نسبت به مردان برخوردار باشند. البته در این میان، گاهاً وضعیت زنان مورد بی توجهی قرار گرفته است، که نتیجه این بی توجهی، آمار دو برابری تعداد زنان بالای 62 سال فقیر نسبت به مردان است.(Murray,2015:13) در واقع عدم توجه به مسائل و مشکلات زنان؛ وجود معضلات و مشکلات فراوان اجتماعی و عدم مطالعات کافی در خصوص چگونگی غلبه بر این مشکلات؛ نویسندگان، صاحب نظران و محققان را به تامل در راستای چگونگی کاهش صدمات وارده بر زنان می گمارد.

       جلوگیری از آسیب و اجحاف های وارده بر زنان به اندازه ای از اهمیت برخوردار است که اسناد بین المللی و منطقه ای در این باره به کرات تذکر داده و راه حل هایی نیز ارائه نموده اند. از جمله این اسناد می توان به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان مصوب 18 دسامبر سال 1979 مجمع عمومی سازمان ملل متحد[1] اشاره نمود که بر تساوی حق تامین اجتماعی برای زنان و مردان تاکید نموده و در قسمت ه ماده 11 به تساوی حق استفاده زنان و مردان از بیمه های اجتماعی، بالاخص در دوران بازنشستگی، دوران بیکاری، هنگام بیماری و ناتوانی و دوران پیری و در سایر موارد از کارافتادگی ونیز حق استفاده از مرخصی اشاره می نماید. علاوه بر آن در اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 1948 میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد[2] ، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوب 1966 مجمع عمومی سازمان ملل متحد[3]، کنوانسیون بین المللی رفع هر گونه تبعیض نژادی مصوب 1965 مجمع عمومی سازمان ملل متحد[4]، مقاوله نامه شماره 102 سازمان بین المللی کار مصوب 1952[5]، مقاوله نامه شماره 128 سازمان بین المللی کار مصوب 1967[6]، اعلامیه Beijing مصوب 1995 [7]و اعلامیه اسلامی حقوق بشر مصوب1990 اجلاس وزرای امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره و ...؛ همگی به برابری انسان ها تاکید کرده اند. با توجه به این اسناد مبرهن است که برخورداری از حقوق در مورد زنان و مردان به صورت یکسان قابل اعمال و اجرا است؛ (رهوری،87:1385) و حقوق زنان و برابری آنها با مردان و گاها توجه به شرایط خاص آنها و اعمال حمایت هایی بیشتر، از مهمترین دغدغه های حقوق بشری می باشد.

       در راستای حمایت از زنان، وضعیت مالی آنها در دوران سالمندی که جز آسیب پذیرترین افراد جامعه محسوب می شوند و همینطور بهره وری آنها از مزایای مستمری بازنشستگی ثالث، از مهمترین مسائلی است که برای کاهش فقر در جوامع باید بدان توجه وافر نمود و حمایت های مناسبی برای این اقشار تعبیه کرد.

       پژوهش حاضر در راستای پاسخ به این پرسش است که برای زنان در حیطه بازنشستگی چه حقوق و مزایایی در نظر گرفته شده است و دولت ها چه تدابیری را اتخاذ نموده اند. از آنجا که امریکا یکی از کشورهایی است که مدعی رعایت کامل حقوق بشر می باشد، مطالعه تطبیقی با این کشور موجب می گردد تا با توجه به معیارهای حمایتی در ایران، بتوان نقاط ضعف و قوت نظام تامین اجتماعی ایران در حیطه بازنشستگی برای زنان را با کشوری ارزیابی نمود که خود را از سردمداران رعایت حقوق بشر بالاخص در حوزه زنان می داند. در نتیجه ارزیابی با کشوریی که در رده بالایی از نظر رعایت حقوق بشرمی باشد، باعث نمایان شدن هر چه بیشتر ایرادات و نقاط ضعف و قوت ایران در حمایت از زنان می گردد.

 

1.مستمری بازنشستگی زنان

در صورت اشتغال زنان، آنان نیز همچون مردان می توانند از تمامی مزایای تامین اجتماعی از جمله مستمری بازنشستگی در سنین سالمندی با توجه به برابری نسبی شرایط بازنشستگی بهره مند گردند. این موضوع خود از نتایج مبارزات صورت گرفته جهت برابری حقوق زنان با مردان می باشد و از معیارهای مهم در بازنشستگی و پرداخت مستمری بازنشستگی، سن فرد است. سن مقرر برای بازنشستگی سنی است که در آن اشخاص به طور معمول از انجام کار موثر به خاطر بیماری یا ناتوانی محسوس و بیکاری احتمالی که ممکن است دائمی شود ناتوان می شوند. (رشوند،54:1385) مستمری بازنشستگی از سن بازنشستگی تا زمانی که شخص در قید حیات است، به شخص پرداخت شده و به نوعی تعیین کننده وضعیت مالی فرد در دوران سالمندی محسوب می شود. جهت جلوگیری از فقر جامعه تعیین میزان این مستمری بسیار حائز اهمیت است.

 

1-1.سن بازنشستگی در زنان

در تعیین اینکه شخص بازنشسته محسوب می وشد یا خیر، یکی از معیارها، سن می باشد. با توجه به نظام های پرداخت مستمری، این سن می تواند از اهمیت بیشتری نیز برخوردار باشد. برای مثال در کشورهایی که نظام پرداخت مزایای معین[8] را در حیطه بازنشستگی اعمال می کنند، صرفا سال های خدمت است که اهمیت دارد و با تکمیل سال ها خدمت، با هر سنی، امکان بازنشستگی وجود دارد. علاوه بر آنان در نظام هایی که مبتنی بر حق بیمه معین[9] است، هر چه تعداد سال های پرداخت حق بیمه، بیشتر باشد، مستمری بیشتری به شخص تعلق خواهد گرفت، در نتیجه سن بازنشستگی بالاتر در نظر گرفته می شود.

       امریکا در حال حاضر سن بازنشستگی 66 [10]سال را برای دریافت مستمری بازنشستگی در نظر گرفته است. (SSPTW,2016:211) این کشور با توجه به روند افزایش امید به زندگی، سن بازنشستگی را نیز افزایش می دهد. (Quadagno,1998:56-57)به نحوی که تدریجا هر سال حدوداً 2 ماه به آن اضافه خواهد شد تا در سال 2027 به 67 سال برسد[11]. در صورتی که شخص بخواهد زودتر از موعد بازنشسته شود، سن بازنشستگی به 62 سال تقلیل می یابد که در این حالت شخص از 80 درصد مزایا می تواند استفاده نماید.[12] نهایت سنی که شخص در امریکا می تواند مشغول به کار باشد نیز 70 سال است.

       در این کشور تفاوتی بین زن و مرد در سن بازنشستگی وجود ندارد. طبق آخرین گزارش آماری ایالات متحده در سال 2013 امید به زندگی در زنان 81.2 و در مردان 76.4 بوده است[13]،و طبق آمار گروه تحقیقاتی بررسی امید به زندگی در دنیا، در سال 2015 این سن به 81.6 برای زنان و 76.9 برای مردان افزایش یافته است.[14]  متوسط سالی که انتظار می رود زنان آمریکا بعد از 65 سال زندگی کنند، 19.3 تا 20.5 سال است و در مورد مردان 17.9 سال است.[15] با وجود بیشتر بودن امید به زندگی در زنان، سن بازنشستگی در هر دو برابر است. این برابری سن بازنشستگی در زنان و مردان با توجه به نظام پرداخت مستمری در امریکا که با توجه به میزان پرداخت حق بیمه اشخاص و مشارکت آنها در طرح های خصوصی با توجه به همین میزان پرداخت حق بیمه صورت می پذیرد، اقدامی در جهت حمایت از حقوق زنان می باشد. چرا که در این حالت که مستمری بازنشستگی بسته به میزان پرداخت حق بیمه است، سال های پرداخت حق بیمه یکی از موارد بسیار تاثیرگذار در تعیین میزان مستمری است. اگر سن بازنشستگی زنان کمتر از مردان در نظر گرفته می شد، این امر به نوعی اجحافی در حق زنان بود، چرا که موجب می گشت تا سال های پرداخت حق بیمه آنها کاهش یافته و در نتیجه میزان مستمری کمتری در زمان بازنشستگی عایدشان گردد.

       از طرفی برابر بودن سن بازنشستگی زنان و مردان به علت بالاتر بودن امید به زندگی، بعضا ممکن است موجب شود، مستمری حاصل از پرداخت حق بیمه های بازنشستگی مجرد، در طول مدت حیات وی، کفاف تامین زندگی وی را به نحو مطلوب ندهد و در این صورت زنان بازنشسته به علت عدم کفایت مستمری بازنشستگیشان در نزدیکی خط فقر قرار می گیرند.

       علیرغم امریکا، در ایران بین سن بازنشستگی زنان و مردان تفاوت قائل شده اند و با وجود حیات طولانی تر زنان، سن بازنشستگی زنان را کمتر از مردان در نظر گرفته اند، چرا که میل و قدرت کار و فعالیت زنان زودتر از مردان از دست می رود. (مجتهدی،153:1391) در توجیه اقتصادی این موضوع کمتر بودن احتمال بر جای گذاشتن افراد تحت تکفل که درآینده مستمری بازماندگان را مطالبه می کنند نیز عنوان شده است.. (LSS,1970:91)

       در ایران سن بازنشستگی زنان 55 سال است که در حالت بازنشستگی زودتر از موعد این سن به 45 سالگی تقلیل می یابد، در حالی که امید به زندگی زنان در سال 2015 طبق گزارش آماری گروه تحقیقاتی بررسی امید به زندگی در دنیا، 76.6 است و امید به زندگی در مردان 74.5 می باشد.[16]

       این تفاوت سن بازنشستگی زنان و مردان در ایران به نوعی حمایت از زنان است. علت آن را می توان در نظام پرداخت ایران یافت چرا که نظام پرداخت مستمری در ایران نظام مزایای معین است، که سابقه پرداخت حق بیمه اهمیت دارد، نه میزان آن. در این حالت زنان با داشتن سن کمتر می توانند در همان شرایط و با همان میزان حقوق بازنشستگی که مردان به دست می آورند، زودتر بازنشسته گردند و از مزایای بازنشستگی استفاده نمایند.

       در امریکا و ایران علارغم تفاوتی که وجود دارد در تساوی و یا تفاوت سن بازنشستگی زنان و مردان، هر دو حالت با توجه به تفاوت نظام های پرداخت مسترمی در این دو کشور، اقدامی در جهت تامین هر چه بیشتر حقوق زنان می باشد و نتیجه هردوی آنها حمایت هر چه بیشتر از زنان جامعه می باشد.

 

1-2.محاسبه مستمری بازنشستگی

میزان مستمری هر بازنشسته با توجه به نظام بازنشستگی مربوطه، قابل محاسبه است. طبق این نظام ها، میزان مستمری بدون توجه به جنسیت افراد محاسبه می گردد که این عدم تبعیض جنسیتی به نوعی حمایت از زنان در سنین سالمندی است. ولیکن، به طور غیر مستقیم، در صورت کم بودن میزان درآمد زنان نسبت به مردان در زمان اشتغال، این نابرابری در میزان درآمد زمان اشتغال به مستمری بازنشستگی نیز سرایت خواهد کرد و همین امر به گونه ای موجب نابرابری در مستمری بازنشستگی زنان نسبت به مردان، با وجود نظام پرداخت و محاسبه یکسان است.

       در امریکا برنامه های بازنشستگی مختلفی وجود دارد که بسته به مورد واجد شرایط حمایتی یا بیمه ای هستند. اکثر این برنامه ها مربوط به بخش خصوصی و برنامه های کارفرما هستند که مبتنی بر نظام پرداخت حق بیمه معین می باشند. (واحد مطالعات و تحقیقات بیمه ای،6:1387) در این نظام حق بیمه افراد به صورت فنی مشخص می گردد، اما مقدار مستمری از قبل تعهد نمی شود؛ بلکه مستمری قابل پرداخت به هر فرد در زمان واجد شرایط شدن، کاملاً به وجوه اندوخته شده ، با احتساب سود و زیان و کسر هزینه های اداری صندوق بستگی خواهد داشت.[17] (گرجی پور،58:1395) در نظام حق بیمه معین هر شخص شاغل می بایست حق بیمه ای را که مشخص می شود، پرداخت نماید. با حق بیمه های پرداختی شخص سرمایه گذاری شده و در زمان بازنشستگی با توجه به میزان سود حاصله از این سرمایه گذاری و با توجه به نرخ تورم، میزان مستمری وی محاسبه می گردد.

       در این صورت در محاسبه مستمری بازنشستگی تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد و مستمری هر دو با یک مکانیسم محاسبه می گردد. (SSPTW:The Americas,2015:204) فقط در صورتی که حقوق زمان استغال زنان به علت نابرابری های اجتماعی و شغلی، کمتر از مردان باشد، این امر موجب می گردد که درصد حق بیمه پرداختی مبلغ کمتری باشد و در نتیجه در میزان مستمری این امر تاثیر گذار خواهد بود.

     در ایران نیز برنامه بازنشستگی بر مبنای مزایای معین است. در این نظام پرداخت، مستمری با فرمول از قبل تعیین شده ای که تابعی از آخرین حقوق دوران اشتغال فرد و سابقه خدمت وی است، محاسبه می گردد. (موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی،90:1395) این فرمول معمولاً تابع نرخ تورم است و با توجه به نرخ تورم امکان تغییر آن وجود دارد. در این نظام سطح معینی از مستمری ها که معمولا متناسب با دستمزد های زمان اشتغال فرد بیمه شده است، برای همه بیمه شدگان واجد شرایط تعهد می شود. (گرجی پور،58:1395) این نرخ کسور حق بیمه برای تمام بیمه شدگان در یک نظام بازنشستگی در بیشتر موارد یکسان است.

       در نظام پرداخت ایران نیز تفاوتی بین جنسیت در محاسبه مستمری بازنشستگی وجود ندارد؛ ولیکن همانطور که بیان شد، در صورت تبعیض در میزان حقوق زمان اشتغال زنان و مردان، این امر تبعات خود را در میزان مستمری بازنشستگی در پی خواهد داشت و به طور ناخواسته موجب نابرابری در این امر می گردد. برای جلوگیری از این نابرابری می بایست تمهیدات لازم جهت برابری حقوق زنان و مردان در مقابل شرایط کاری یکسان برقرار گردد. در صورت اعمال این برابری، علاوه بر اینکه زنان شاغل مورد حمایت قرار می گیرند و در مقابل کار یکسان درآمد یکسانی نسبت به مردان خواهند داشت، تبعات آن نیز بر مستمری بازنشستگی آنها بار خواهد شد و این موضوع باعث افزایش رفاه زنان در جوامع می گردد.

       علاوه بر آن برابری در این حوزه موجب می شود در صورتی که زنی سرپرست خانوار باشد، آن خانواده از لحاظ مالی در مضیقه قرار نگیرند چرا که مستمری ای را دریافت خواهند داشت که در صورت سرپرست بودن مرد، خانوار از آن برخوردار می شد. فلذا جهت برابری هر چه بیشتر حقوق زنان و مردان در حیطه مستمری بازنشستگی شایسته است که از پایه برابری درآمد بین زنان و مردان ایجاد شود تا نهایتا آثار این یکسانی درآمد در زمان اشتغال، در دوران سالمندی و در مستمری بازنشستگی هویدا گردد. در حال حاضر متاسفانه حدود سه چهارم جمعیت فقرای سالمند امریکا را زنان تشکیل می دهند (Harrington Meyer,551:1990)و یکی از علل آن می تواند تبعات ناشی از نابرابری در حقوق زمان اشتغال زنان و مردان باشد که باعث می گردد در دوران بازنشستگی زنان در مضیقه بیشتری قرار گیرند.

 

2.مستمری بازنشستگی ثالث

مردها به علت شرایط جسمی و قوای جسمانی از دیرباز به عنوان متکفل امور مالی خانواده مطرح بوده اند و در تمامی کشورها حتی اگر به عنوان قانون، مدون نشده باشد، به عنوان سرپرست امور خانوار و امور مالی در عرف جهانی شناخته شده هستند. فلذا  از زمانی که تصمیم به تشکیل زندگی مشترک با شخصی می گیرند عرف مسلم جهانی و گاها قوانین مدون، آنها را ملزم به تعبیه وسایل رفاهی زندگی و تامین مسائل مادی و معیشتی می نماید. در ایران زندگی مشترک در قالب ازدواج مورد حمایت قرار گرفته است؛ ولیکن در امریکا زندگی مشترک دو شخص بدون ادای موجبات قانونی مراسم ازدواج نیز پذیرفته شده است. در این صورت دو نفر پارنتر محسوب شده و به صورت رسمی در مراجع قانونی ازدواج نکرده اند ولیکن با شرایطی از برخی مزایای ازدواج برخوردارند که یکی از این مزایا همان تامین معیشت و هزینه زندگی توسط مرد می باشد.

       در صورتی که مردی دارای همسر یا پارتنر باشد می بایست هزینه زندگی او را نیز تامین نماید. علاوه بر آن اگر شخص دارای فرزند نیز باشد، تامین هزینه های فرزندان نیز تا سن خاص و طبق شرایط مشخصی بر عهده وی می باشد و در صورتی که فرزندی دارای مشکلات جسمی و ذهنی باشد، این حمایت مالی خانواده تا زمان حیات فرزند پابرجا خواهد بود. در هر کدام از این حالات، میزان مستمری بازنشستگی شخص متفاوت است. این اضافه مستمری همسر یا اولاد به عنوان بهره وری مطرح می باشد.

       در نتیجه می توان حمایت هایی که از زنان به عنوان همسر یا فرزند در حیطه بهره وری مستمری صورت می پذیرد را تحت دو عنوان کمک هزینه همسر و کمک هزینه اولاد مورد بررسی قرار داد.

 

2-1 کمک هزینه همسر   

بازنشسته ای که متکفل امور مالی همسر و پارتنر خود می باشد موظف به تامین حداقل های زندگی وی است. در این راستا پرداخت مستمری ای که کفاف زندگی یک شخص را در جامعه دهد مسلما برای این شخص مکفی نبوده و وی را در جرگه فقرای جامعه قرار خواهد داد. بدین منظور در تعیین مستمری بازنشستگی حتما می بایست به این موضوع توجه شود که آیا بازنشسته دارای همسر یا پارتنر می باشد یا خیر. چرا که در صورت وجود پارتنر می بایست مزایایی بیشتر به بازنشسته بابت همسر یا پارتنر وی تعلق گیرد.

       پرداخت این کمک هزینه به نحوی حمایت از سالمندان است که خود و خانوادیشان در سالمندی از زندگی آبرومندی برخوردار باشند. همانطور که در اعلامیه فیلادلفیا، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کنوانسیون اروپایی مساعدت درمانی و اجتماعی[18]، منشور اجتماعی اروپا[19]، اعلامیه اسلامی حقوق بشر این امر به وضوح بیان شده است. این کمک هزینه و بهره وری در امریکا تحت عنوان مستمری همسری و در ایران تحت عنوان کمک هزینه عائله مندی مطرح می شود.

 

2-1-1 مستمری همسری

تامین اجتماعی امریکا برای همسران بازنشستگان مزایایی را مقرر نموده است که به آن مستمری همسری گفته می شود. مستمری همسری برابر 50 درصد مستمری کارگر بازنشسته است. با توجه به اینکه نظام بازنشستگی در امریکا در مراحلی طبق حق بیمه های پرداختی شخص مشخص می گردد، این مزایا نیز تا زمانی قابل دریافت است که خود شخص مزایایش را دریافت دارد. (جوان جعفری،66:1386) مستمری همسری به صورت مستقل به همسران بازنشستگان در سن 62 سالگی تعلق می گیرد.

       این مستمری به نوعی حمایت از زنان جامعه محسوب می شود چرا که آنان بدین طریق از مستمری ای مستقل برخوردار  می گردند. گاها مستمری بازنشستگی بیمه شده کفاف زندگی دو نفر را نمی دهد، به همین علت مستمری همسری در این افراد بسیار کمک کننده خواهد بود. در استحقاق مستمری همسری احراز عدم ملائت شرط نیست و در صورتی که زنی خود مستمری بگیر باشد نیز استحقاق دریافت مستمری همسری وی ساقط نمی گردد. مستمری بگیرانی که به همراه مستمری بازنشستگی خودشان بخشی از مستمری همسری را دریافت می دارند، در این حالت استحقاق دوگانه می یابند و در این صورت بالاترین رقم مستمری کارگری را دریافت خواهند نمود.

       مستمری همسری علاوه به همسر قانونی به پارتنر[20] نیز پرداخت می گردد. این امر خود به نوعی حمایت کاملی از زنانی است که به علت مسائل فرهنگی و اجتماعی به صورت قانونی به عقد ازدواج مردی در نیامده اند ولیکن سال های زیادی را با مردی زندگی نموده اند و گاها از این زندگی صاحب فرزندانی شده اند. به این علت که این سبک زندگی در امریکا پذیرفته شده است و منع قانونی ای برای آن وجود ندارد، دولت نیز برای حمایت از زنان در این راستا مستمری همسری را به پارنتر نیز تعمیم داده است. در این راستا مستمری همسری فقط به همسر قانونی شخص تعلق نداشته و پارتنر نیز از آن بهره مند می گردد. برای سبک زندگی ای که گاها در امریکا معمول است، مزایایی برای حمایت از زنان در نظر گرفته شده تا آنان نیز بتوانند از این حق استفاده نمایند و در این مورد، مزایای همسر قانونی، برای آنان در نظر گرفته می شود. هدف مقنن در این حالت، حمایت از خانواده و مبارزه با فقر است.

       گاها ممکن است همسر یا پارنتر وسیله امرار معاشی جز حقوق بیمه شده نداشته باشد و در دوران بازنشستگی نیز با مستمری بازنشستگی بیمه شده، امرار معاش نماید. در این صورت اگر طرفین به توافق برای ادامه زندگی نرسند، و از هم جدا شوند، این موضوع باعث می شود که پارتنر یا همسر بعد از جدایی به علت نداشتن ممر درآمد با مشکلات عدیده ای برخورد نماید و یا حتی این احتمال وجود دارد که در صورت ادامه زندگی مشترک، دچار صدمات روحی و جسمی گردیده و صرفا به علت مسائل و مشکلات مالی، توان جدایی از شخص را نداشته باشد و یا اینکه بیمه شده یا بازنشسته به خاطر اینکه همسر یا پارتنرش ممر درآمدی ندارد از سر انسان دوستی و بالاجبار به زندگی با او را ادامه دهد؛ ولی این اوامر باعث ورود زیان های روانی بیشتری به افراد خواهد شد آنهم در سنی که اشخاص به توجهات بیشتری نیازمندند. به همین خاطر مستمری همسری در امریکا به همسران مطلقه شخص بازنشسته نیز تعلق می گیرد.

       تعلق مستمری همسری به همسر، پارتنر و همسر مطلقه بیمه شده[21]، اقدامی است در جهت حمایت مالی از زنان؛ و پیش بینی این موضوع در نظام بازنشستگی موجب کاهش فقر در جامعه می گردد. از طرفی پرداخت این مستمری به همسر مطلقه خود گامی بزرگ در جهت حفظ حق آزادی انتخاب افراد و کمک به شرایط روحی زنان می باشد، بدین صورت که مسائل مالی دلیلی برای تحمل وضع سخت زندگی نباشد. [22]

       این امر مصداق اعلامیه فیلادلفیا است که بیان می دارد هر شخصی حق دارد پیشرفت مادی و شکوفایی معنوی اش را آزادانه و با برخورداری از کرامت انسانی و نیز تمتع از امنیت اقتصادی با فرصت برابر دنبال کند. در اعلامیه حقوق بشر احترام به آزادی های شخص و تامین مالی آنها مدنظر قرار گرفته است. در میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و منشور اجتماعی اروپا و کنوانسیون اروپایی مساعدت درمانی و اجتماعی و اعلامیه آمریکای حقوق و تکالیف انسان، نیز حق زندگی آزاد و آبرومند از حقوق ذاتی انسان ها دانسته شده است. مستمری همسری در مورد زنان مطلقه، در جهت رعایت حقوق زنان و حق آزادی و برخورداری از زندگی آزاد می باشد.

       البته در مورد تعلق مستمری همسری به زنان شرایطی وجود دارد که باعث می شود واجد شرایط دریافت مستمری همسری گردد. (M.O'Rand,2002:11) از جمله آن می توان به سن 62 سالگی برای زنان اشاره نمود. علاوه بر آن در صورت مطلقه بودن زن، به شرطی که زندگی مشترک وی با بیمه شونده ده سال به طول انجامیده باشد (جوان جعفری،67:1386)، وی مستحق دریافت مستمری همسری خواهد بود. با توجه به این موضوع که حدود دو سوم افرادی که از مزایای OASDI [23] تامین اجتماعی استفاده می کنند، سالمندان بالای 65 سال هستند(D.campbell,249:1969) می توان نتیجه گرفت که اکثر زنان سالمند امریکایی مورد حمایت مالی قرار گرفته اند.

 

2-1-2کمک هزینه عائله مندی

در ایران مستمری بازنشستگی بدون توجه به وضعیت خانوادگی فرد در نظر گرفته می شود؛ مستمری پایه تعیین شده و در صورتی که شخص متاهل باشد، کمک هزینه عائله مندی به وی تعلق می گیرد. همانطور که در صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تامین اجتماعی، این روال حاکم است و با توجه به نظام پرداخت مزایای معین، حداقل حقوق با توجه به حقوق پایه شخص در زمان اشتغال و میزان سال های اشتغال وی با ضریب مشخصی محاسبه شده و برای تمام افراد اعم از مجرد و متاهل این فرمول صادق است. حال در صورتی که شخصی متاهل باشد، علاوه بر این مستمری پایه، مبلغی به عنوان عائله مندی به وی پرداخت می گردد. محاسبه مستمری بدین شکل گاها موجب بی عدالتی خواهد شد، چرا که کمک هزینه عائله مندی مبلغ قابل توجهی که بتواند هزینه های یک شخص را برطرف نماید نبوده و درنتیجه، با حداقل حقوق مستمری که در حال حاضر به اکثر بازنشستگان پرداخت می گردد، به سختی امورات دو نفر مرتفع می شود، در حالی که این میزان برای فردی که به تنهایی زندگی می کند، ممکن است بیش از میزان لازم باشد. متاسفانه در سال های اخیر به علت نرخ بالای تورم، همین میزان مستمری پرداختی به اشخاص، گاها با توجه به بیماری های افراد در سنین بالا و هزینه های بالای درمانی کفاف هزینه های یک نفر را نیز نمی دهد.

       در مورد مشمولین صندوق بازنشستگی کشوری طبق بند 1 ماده 9 قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب 13/6/1370 "به مستخدمین مرد شاغل و بازنشسته و وظیفه‌بگیر مشمول این قانون که دارای همسر دائم می‌باشند ماهیانه معادل پنجاه درصد (50%) حداقل‌حقوق مبنای جدول موضوع ماده 1 این قانون به عنوان کمک هزینه عائله‌مندی تعلق می گیرد." متاسفانه در سازمان تامین اجتماعی از 1/1/1371 کمک هزینه عائله مندی به بازنشستگان تعلق گرفت. پیش از آن این کمک هزینه فقط به شاغلین پرداخت می شد (جعفری،زهرا،23:1386)، و این موضوع افراد را در مضیقه مالی قرار می داد و به نوعی علیه زنان جامعه بود. نهایتا در سال 71 در بند دوم مصوبه هیات وزیران با موضوع "مستمری های بازنشستگی، از کارافتادگی کلی و جزئی، بازماندگان، هزینه های عائله مندی و اولاد، پرداخت عیدی، تعیین حداقل مستمری های مشمولین قانون تامین اجتماعی" مصوب 11/12/1370  مقرر شد:" به منظور جبران قسمتی از افزایش هزینه های موضوع ماده فوق الذکر و نیز ایجاد یکسانی و هماهنگی بین مستمری بگیران مشمول قانون تامین اجتماعی ( به استثنای دریافت کنندگان مستمری از کار افتادگی جزیی ) عینا همانند مشمولان قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب 13/6/1370 مجلس شورای اسلامی و آئین نامه اجرائی آن خواهد بود. "

       نکته قابل توجه دیگر در ایران این است که به دلیل فرهنگ اسلامی، صرفا شخصی که طی عقد ازدواج دایم همسر قانونی شخص شده است، به عنوان همسر شناخته و به وی کمک هزینه عائله مندی پرداخت می گردد و به افرادی که به عنوان همسر موقت طی عقد ازدواج موقت به همسری شخص درآمده باشند، هیچ گونه مستمری ای پرداخت نمی گردد. چرا که طبق مواد قانون مدنی در ایران همسر موقت مشمول نفقه نخواهد شد مگر اینکه خود شخص پرداخت نفقه را بر عهده گیرد. همانطور که مشخص است دولت صرفا تعهدات قانونی اشخاص را پوشش می دهد همچون پرداخت نفقه همسر دائمی و به تعهداتی که شخص خود بر عهده می گیرد، ترتیب اثر نمی دهد. در نتیجه کمک هزینه عائله مندی در تمامی صندوق های بازنشستگی ایران صرفا به همسر دائمی پرداخت می شود نه همسر موقت و یا پارتنر. این امر به نوعی تبعیض در میان خود زنان است؛ زنانی که با عقد ازدواج موقت به همسری شخصی در می آیند از طرف دولت، هیچ حمایت مالی ای برای آنها در نظر گرفته نمی شود و این زنان حتی در صورتی که به عقد ازدواج موقت 99 ساله مردی نیز درآیند، باز هیچ حمایتی از نظر تامین اجتماعی و پرداخت مستمری عائله مندی به آنها صورت نمی پذیرد و این موضوع به نوعی اجحاف بزرگی در بین جامعه زنان است. چرا که بین خود زنان، از نظر حقوق بشری، وجود تبعیض پذیرفته نیست. تمامی انسان ها از کرامت انسانی مساوی برخوردارند و هنگامی که ایران خود، ازدواج موقت را قانونی دانسته استاست، می بایست از زنان تحت لقای آن نیز حمایت کند. آنها تحت نظارت دولت و با توجه به جواز قانونی، به عقد ازدواج موقت درآمده است و شایسته است حمایت های مالی مقتضی نیز از این زنان با توجه به شرایط خاصی مثل طول مدت ازدواج، پیش بینی شود.

       نکته ای که لازم است بدان اشاره گردد، این امر است که در صورتی که بازنشسته ای دارای چند همسر دائم باشد، در مجموع بابت یک همسر کمک هزینه عائله مندی به او تعلق می گیرد و پرداخت کمک هزینه مزبور بابت چند همسر وجهی ندارد، که این امر نیز به نوعی قرار دادن خانواده های چند همسری در مضیقه می باشد، چرا که با وجود تعداد بیشتر همسران، صرفا به اندازه یک نفر به آنها کمک هزینه عائله مندی تعلق می گیرد. این موضوع نیز، مجددا اقدامی در جهت تبعیض در میان قشر زنان است. چند همسری نیز در ایران پذیرفته شده است و قانونگذار با توجه به سبقه اسلامی ایران، چند همسری را مورد حمایت قرار داده است. در نتیجه می بایست از همسرن مرد نیز حمایت کند. به هنگام تدوین قوانین می بایست، به صورت همه جانبه مسائل در نظر گرفته شود. هنگامی که چند همسری تجویز می شود، می بایست در کنارش، حمایت هایی نیز از این همسران صورت پذیرد که یکی از آنها همین حمایت های تامین اجتماعی در مستمری بازنشستگی است.

       در رابطه با بازنشسته ای که همسرش طلاق گرفته و هیچ شغلی نداشته است نیز این مشکل پیش می آید که این همسر مطلقه تا به حال هیچ ممر درآمدی نداشته و به علت زندگی با بیمه شده امورات مالی خود را می گذرانده است و اکنون به خاطر طلاق بدون منبع درآمد است. به علت اینکه متعاقبا او نیز در سن بالایی به سر می رود و امکان اشتغال به کاری که به عنوان ممر درآمد او محسوب شود و حداقل های زندگی اش را تامین نماید، بسیار سخت و مشکل است. به همین علت می بایست برای کنترل فقر جامعه، این اشخاص نیز مورد حمایت قرا گیرند. چرا که به خاطر فشار های روانی وارده در زندگی راضی به طلاق شده اند و این دور از انصاف است که شخصی به خاطر مسائل مالی مجبور به تحمل شکنجه های روحی گردد و یا برای فرار از این شکنجه های روحی با مشکلات مالی و فقر روبرو گردد.

       همانطور که بیان شد در نظام بازنشستگی ایران در صورتی مزایای بازنشستگی به همسر پرداخت می نماید که اولا با عقد ازدواج دائم به همسری وی درآمده باشد و ثانیا این ازواج به جدایی ختم نشده باشد. در صورتی که هر کدام از این شروط را نداشته باشد، مستمری عائله مندی به وی پرداخت نمی شود، که در این رابطه می بایست در جهت حمایت از زنان، تمهیداتی پیش بینی شود، تا در صورتی که افراد بعد از زمان طولانی زندگی از یکدیگر جدا شدند، زن از لحاظ مالی تامین باشد و یا در صورتی که با ازدواج موقت برای سال های طولانی به عقد شخصی درآمد حمایت مالی از وی دریغ نشود و در صورتی که چندمین همسر مردی بود، به او نیز همچون سایر زنان کمک عائله مندی پرداخت شود.

 

 

2-2.کمک هزینه اولاد

در امریکا بین دختران و پسران در برخورداری از مستمری بازنشستگی پدر، تفاوتی وجود ندارد. به دختران زیر 18 سال بدون قید و شرط و در صورت اشتغال به تحصیل تمام وقت تا 25 سالگی و در صورت از کارافتادگی کامل، تا آخر عمر، کمک هزینه اولاد پرداخت می باشد. افزایش سن برخورداری از مستمری بازنشستگی در صورت اشتغال به تحصیل، امری است در جهت حمایت هر چه بیشتر از زنان و دختران جامعه و از طرفی کمک به سطح علمی کشور است؛ تا افراد بدون دغدغه مالی بتوانند به تحصیل ادامه دهند.

       در صورتی که دختری قبل از سن 18 سالگی ازدواج نمایند دیگر شرایط استفاده از کمک هزینه اولاد را نخواهد داشت، چرا که با ازدواج از تحت تکفل پدر خارج می گردد. حالت دیگری که مدت زمان پرداخت کمک هزینه اولاد افزایش می باید، در صورتی است که فرزند بازنشسته قبل از رسیدن به سن 22 سالگی دچار معلولیت شود، در این حالت پرداخت کمک هزینه اولاد تا زمان بهبودی وی ادامه خواهد یافت. (SSPTW,211:2015)

       درایران بین دختران و پسران در سن تعلق کمک هزینه اولاد تفاوت جنسیتی قائل شده اند. کمک هزینه اولاد تا دو فرزند پرداخت می شود و آن نیز طبق ماده 86 قانون تامین اجتماعی معادل سه برابر حداقل دستمزد روزانه کارگر ساده در ماه است. برای دختران و پسران سن 18 سالگی برای کمک هزینه اولاد در نظر گرفته شده است، که در صورتی که محصل بوده و شاغل نباشند ، این سن تا 25 سال افزایش خواهد یافت. در صورتی که فرزند دختر باشد، شاغل نبوده و ازدواج نکرده باشد تا زمان ازدواج از این کمک هزینه می تواند بهره مند گردد. قطع کمک هزینه اولاد به علت اشتغال بدین جهت است که در واقع مبنا و فلسفه وجودی کمک هزینه اولاد را نسبت به وی منتفی می سازد، از این رو می توان گفت که اشتغال فرزند دختر به نحوی که قادر به تامین هزینه زندگی خویش باشد، مانع استحقاق پدر نسبت به کمک هزینه اولاد در مورد وی خواهد شد. (قاسمی،142:1385)

       در قانون نظام هماهنگ پرداخت که در مورد بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری است در بند 2 ماده 9 سن فرزندان را 20 سال در نظر گرفته است و در صورت محصل بودن این سن تا 25 سال افزایش خواهد یافت و در صورت اناث بودن نیز تا زمان ازدواج ادامه می یابد. در قانون نظام هماهنگ پرداخت برای هر فرزند حدود 10 درصد حداقل حقوق مبنای به عنوان کمک هزینه اولاد در نظر گرفته شده است که به سه اولاد تعلق خواهد گرفت. از طرفی اگر فرزند طبق ماده 91 قانون تامین اجتماعی به علت بیماری و نقص عضو طبق گواهی پزشکی قانونی از کار افتاده باشد، بدون شرایط سنی از کمک هزینه عائله مندی برخوردار خواهند بود.

        در ایران دختر در صورتی از کمک هزینه اولاد برخوردار است که فرزند مشروع باشد.چرا که نسب نامشروع طفل طبیعی از نظز نظم عمومی قابل پذیرش نیست. لذا فرزند طبیعی نه فرزند پدر و مادر خود می باشد و نه در حکم فرزند است و نظم عمومی نیز مانع بزرگی برای پذیرش این امر محسوب می شود. به همین علت فرزند طبیعی را نمی توان عضو خانواده به حساب آورد. (درودیان،166:1384)

       درایران نسبت به فرزند دختر حمایت بیشتری در نظر گرفته شده است، چرا که آنان تا زمان ازدواج می توانند از مستمری پدر خود بهره مند گردند و حتی در صورتی که ازدواج نمایند و ازدواج آنها به طلاق ختم شود، باز مستحق دریافت کمک هزینه اولاد از مستمری بازنشستگی پدر خواهند بود، در صورتی که در امریکا، با رسیدن به سن خاصی دختر به طور کامل از تحت تکفل پدر خارج می گردد، چه شاغل باشد یا نباشد، چه ازدواج کرده باشد و چه ازدواج نکرده باشد. این موضوع حمایتی است از زنان در راستای فرهنگ ایرانی-اسلامی کشور ایران.

 

3.مستمری بازماندگی

پس از فوت بازنشسته در صورت حیات همسر یا پارتنر و یا داشتن دختر یا مادری که تحت تکفل بازنشسته فوت شده بوده اند، نیز دولت نمی تواند مستمری بازنشستگی شخص فوت شد، را قطع نماید چرا که با این کار همسر یا فرزند یا مادر وی را در شرایطی بدون هیچ گونه تامین مالی قرار می دهد که این حالت موجب بروز مشکلات مالی عدیده برای بازماندگان وی می شود. زنی که تا قبل از فوت همسر یا پدر یا فرزند خود در شرایط معقول اقتصادی قرار داشت بعد از فوت وی با مشکلات اقتصادی دست به گریبان می شود؛ در صورتی که این شخص پس اندازی نداشته باشد، بعد از فوت بازنشسته تنها ممر درآمد خود را از دست داده و این عمل موجب افزایش تعداد زنان زیر خطر فقر در جوامع خواهد شد. زنانی که بعضا به علت کهولت سن و ناتوانی جسمی امکان انجام فعالیت و کسب درآمد را نیز از دست داده اند و همین امر موجب می گردد که وضعیت خانواده بازنشسته پس از مرگ او اسف بار گردد و نتیجه آن عدم رضایت از جامعه و دولت خواهد بود. از طرفی با توجه به بالاتر بودن امید به زندگی زنان نسبت به مردان، این امر موجب افزایش تعداد زنان فقیر جامعه گشته و در نتیجه آمار فوق را افزایش می دهد. در راستای کاهش این مشکلات، بعد از فوت بازنشسته با شرایطی، همسر، فرزند و مادر وی به عنوان بازماندگان متوفی، می توانند از مستمری بازماندگی استفاده نمایند.

 

3-1.همسر

در امریکا همسر بازمانده بیمه شده متوفی، با شرایطی مستحق دریافت مستمری خواهد بود. از جمله اینکه وی عهده دار سرپرستی فرزند زیر 16 سال باشد، و یا 10 سال از ازدواجش با متوفی سپری شده و سن او نیز به 60 سال یا در صورت از کارافتاده بودن به 50 سال رسیده باشد.(جعفری،فاطمه،67:1386) در صورتی که فرزند تحت سرپرستی به 16 سال برسد و یا زن مجددا ازدواج نماید، استحقاق وی در دریافت مستمری بازماندگی از بین می رود. البته در صورتی که ازدواج مجدد زن بیوه بعد از 60 سالگی باشد، و یا در صورت از کار افتاده بودن زن، بعد از 50 سالگی واقع شود، مانع تداوم پرداخت مستمری نخواهد بود.

       شرایط پیش بینی شده در امریکا شرایطی است که گاها باعث ناعدالتی می گردد و زنان را در شرایط نامناسب اقتصادی قرار می دهد. در صورتی که زنی سرپرستی فرزندی را بر عهده نداشته باشد و سن وی کمتر از 60 سال باشد، وی استحقاق دریافت مستمری را نخواهد داشت. حال در صورت عدم اشتغال این زن، بعد از فوت همسر بازنشسته اش، به گروه فقرای جامعه می پیوندد. این امر می تواند یکی از دلایل بالا بودن نرخ فقر در زنان سالمند امریکا باشد. به گونه ای که در حال حاضر دو سوم زنان فقیر امریکا سالمند هستند.

       در صورتی که همسر بازمانده ای پس از فوت بیمه شده متوفی مجددا ازدواج نموده و همسر بعدی او نیز فوت نماید، در این صورت در انتخاب هر یک از این مستمری ها که میزان آن بالاتر باشد، مخیر است. حالت اول دریافت مستمری مبتنی بر سابقه پرداخت حق بیمه زن  است، در صورتی که خود شاغل بوده باشد. حالت دوم دریافت مستمری بر مبنای سابقه پرداخت حق بیمه همسر متوفا می باشد و حالت سوم مستمری بر مبنای سابقه پرداخت حق بیمه همسر متوفای بعدی می باشد. این امر به نوعی حمایت از زنان است تا در صورت ازدواج و فوت همسر دوم، از نظر مالی در شرایط نامناسب تر نسبت به قبل از ازدواج قرار نگیرند.

       درایران همسر دائم مرد بیمه شده متوفی بدون قید و شرط و مادام که مجددا ازدواج نکرده باشد، از مستمری بازماندگی برخوردار می شود. این حالت به نوعی در حمایت کامل از زنان جامعه است. به هنگامی که زنان همسران خود را از دست می دهند، تا زمانی که ازدواج ننموده اند، از مستمری بازماندگی همسر بازنشسته خود برخوردارند و در صورت ازدواج نیز، اصل بر این است که دیگر احتیاجی به تامین مالی از طریق مستمری بازماندگی همسر متوفی وجود ندارد و همسر جدید از نظر مالی وی را تامین می نماید. در این حالت از نظر مالی زنان همیشه در حد حداقلی تامین هستند. در نتیجه مستمری بازماندگی در مورد همسر بازنشسته متوفی در ایران کاملا تامین کننده حقوق زنان بوده و در راستای حمایت از آنان و کاهش میزان فقر همسران بازنشسته متوفی می باشد و در مقایسه با امریکا، در این رابطه حقوق زنان در ایران بیشتر رعایت شده و شرایط مساعدتری برای آنان درنظر گرفته شده است.

در صورتی که همسر بازنشسته متوفی مجددا ازدواج نماید و از همسر دومش متارکه کند، مجددا مستحق دریافت مستمری بازنشستگی مربوط به همسر فوت شده اول خود خواهد گردید و اگر همسر دوم ایشان نیز فوت نماید و مستخدم مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت بوده باشد، زن بازمانده، از مستمری بازنشستگی هر کدام از دو شوهر اول و دوم که میزان آن بیشتر است می تواند برخوردار گردد. (قاسمی،142:1385) پیش بینی این حالت در ازدواج مجدد همسر بازنشسته متوفی و فوت همسر دوم، همچون امریکا، امری است در جهت حمایت هر چه بیشتر از زنان جامعه در راستای کاهش آسیب های وارده بر آنان.

 

3-2. همسر مطلقه

در امریکا همانطور که زنان مطلقه از مستمری همسری برخوردار هستند، در صورت فوت بازنشسته مستمری آنها قطع نشده و همچنان این مستمری ادامه خواهد داشت. شرط استفاده از مستمری همسری در زنان مطلقه در صورت فوت بازنشسته، مطابق شرایط برخورداری از مستمری بازماندگی برای همسر متوفی است که در آن، زن عهده دار سرپرستی فرزند زیر 16 سال باشد، و یا سن او نیز به 60 سال یا در صورت از کارافتاده بودن به 50 سال رسیده باشد. شرط اصلی در دریافت مستمری نیز سابقه ازدواج 10 ساله با متوفی است، با جمیع این شرایط همسر مطلقه مشمول دریافت مستمری بازماندگی می گردد. این امر در راستای حمایت از حقوق زنانی است که به علت شرایط زندگی حاضر به جدایی شده اند، ولی از نظر مالی توان تامین هزینه های خود را ندارند و در این صورت در امریکا این امکان برای آنها فراهم است که از مستمری بازماندگی برخوردار گردند.

       همسر مطلقه در ایران، وفق قوانین ، اساسا همسر تلقی نمی شود تا استحاق برخورداری از مستمری را داشته باشد. از طرفی در ایران، گاها همسر موقت نیز همسر محسوب نمی شود که برای آن امور مالی مترتب گردد و حتی در زمان حیات بازنشسته به همسر موقت وی مستمری ای تعلق نمی گیرد، در زمان فوت متوفی نیز این زن، هیچ حقی نخواهد داشت. چرا که هدف تامین اجتماعی در این بخش حمایت از خانواده است و در ازدواج موقت هدف تشکیل خانواده نیست، فلذا دلیلی برای حمایت از همسران موقت وجود ندارد. در مورد این قشر از زنان ایران از هیچگونه حمایت مالی برخوردار نیستند.

 

3-3.دختر

در امریکا به دختران زیر 18 سال در صورتی که ازدواج ننموده باشند و در صورت اشتغال به تحصیل تمام وقت تا 25 سالگی و در صورت از کارافتادگی کامل، تا آخر عمر، مستمری بازماندگی قابل پرداخت است. در صورتی است که فرزند بازمانده قبل از رسیدن به سن 22 سالگی دچار معلولیت شود، در این حالت پرداخت مستمری بازماندگی به فرزند تا زمان بهبودی وی ادامه خواهد یافت. افزایش سن دختران در صورت تحصیل را می توان اقدامی در جهت حمایت هر چه بیشتر از زنان و دختران جامعه در نظر گرفت.

       مستمری بازماندگی در دختران، که به نحوی تا زمان ازدواج آنها پابرجاست، این امر حمایت کاملی از دخترانی است که به علت فوت پدر، به نوعی حامی مالی خود را از دست داده اند. علت این موضوع، وظیفه پدر در تامین نفقه فرزند دخترش تا زمان ازدواج در فرهنگ ایران می باشد. در حالی که اگر دختر بازنشسته فوت شده، شاغل بوده و قادر به تامین هزینه زندگی خویش باشد، از تکفل پدر خویش خارج شده و دیگر مستحق نفقه نخواهد بود. در ایران فرزند زن بیمه شده متوفی با قید در حیات نبودن پدر در شرایطی همانند شرایط فرزندان مرد بیمه شده از مستمری برخوردار می شوند (جعفری،فاطمه،70:1386) و تا زمانی که ازدواج ننموده است از این مستمری بازماندگی برخوردار خواهد بود. این امر در راستای حمایت از زنان و حتی کودکان، اقدام بس شایسته ای می باشد. از طرف دیگر در صورت ازدواج و سپس طلاق، و عدم اشتغال، دختر مجددا مستحق دریافت مستمری بازماندگی خواهد بود. در مورد فرزندان دختر ایران حمایت های کاملی برای آنها در نظر گرفته است.

 

3-4.مادر

در امریکا، مادر تحت تکفل بیمه شده متوفی نیز در صورت دارا بودن حداقل 62 سال سن مشمول دریافت مستمری می گردند. پرداخت مستمری به مادر تا زمان فوت وی، ازدواج مجدد و یا احراز شرایط دریافت مستمری بر مبنای سابقه حق بیمه خود آنان (البته مشروط به آنکه میزان آن حداقل معادل مستمری دریافتی از بابت فوت فرزند بیمه شده باشد) ادامه خواهد یافت.

       در ایران در صورتی مادر بازنشسته فوت شده جز بازماندگان محسوب می گردد که اولا تحت تکفل فرزند خود بوده و در ثانی سن وی از 55 سال تجاوز نموده باشد. در صورتی که مادری به تشخیص کمیسیون پزشکی از کار افتاده بوده و خود مستقلا مستمری ای دریافت نکند، مستحق دریافت مستمری بازماندگی فرزند متوفی خود می باشد. (استوار سنگری،189:1392)

       در امریکا و ایران، حقوق مادران به عنوان زنان جوامع رعایت شده و به آنان در صورتی که تحت تکفل فرزندان خود باشند پس از فوت فرزندان، به عنوان بازماندگان، مستمری بازماندگی تعلق می گیرد، که خود امری در راستای گرامیداشت مقام مادر و علاوه بر آن حمایت از زن در سنین سالمندی است.

       در طرح تامین اجتماعی امریکا، به منظور انجام تعدیل های دوره ای در میزان مستمری پرداختی به بازماندگان، وضعیت درآمد کلیه مستمری بگیران زیر 70 سال مورد بررسی قرار می گیرد که این بررسی هرچند منجر به قطع پرداخت مستمری نمی گردد، لیکن می تواند در کاهش مبلغ آن موثر واقع شود. که این امر گاها ممکن است سخت تر شدن شرایط زندگی زنان را به همراه داشته باشد. ولیکن در ایران بر عکس امریکا در صورت فوت بازنشسته چهار پنجم حقوق بازنشستگی وی به وراث قانونی پرداخت خواهد شد و امکان کاهش میزان مستمری بازماندگان با بررسی وضعیت درآمدی آنان در دوره های زمانی معین پیش بینی نشده است، بلکه سالیانه بر این مبلغ نیز افزوده خواهد شد و بازماندگان صرفا با از دست دادن شرایط استحقاق از دریافت مستمری محروم می گردند.[24]

 

 

نتیجه گیری

ایران و امریکا، هر سعی در حمایت از حقوق زنان دارند و در این راستا قوانینی را تدوین نموده اند. در هر دو این کشورها شرایط بازنشستگی و مستمری بازنشستگی زنان، مساعد در نظر گرفته شده است و در راستای حمایت از حقوق زنان، با توجه به نظام پرداخت مستمری است. ولیکن در مستمری ثالث، ایران حمایت های بیشتری را برای دختران پیش بینی نموده است، به طوری که گاها تا زمان حیات دختر، این حمایت ها پابرجاست. ولیکن در بخش همسر، این امریکاست که حمایت هایش از زنان از ایران پیشی گرفته است. امریکا با پیش بینی مستمری همسری برای همسران مطلقه و پارتنر، گامی مهم در جهت حمایت از زنان برداشته است. در راستای حمایت هرچه بیشتر از زنان، شایسته است ایران نیز تمهیدات مناسب را در راستای حمایت از همسران صیغه ای بیمه شدگان و همچنین همسران مطلقه ی آنها با شرایط مناسبی از جمله مدت زمان دوام رابطه ازدواج، مدنظر قرار دهد. همانطور که امریکا شرط تعلق مستمری همسری را 10 سال رابطه در نظر گرفته است. با پیش بینی این موضوع، از این قشر زنان نیز حمایت مالی مناسبی صورت می پذیرد و موجب کاهش تبعیضات موجود بین اقشار زنان جامعه می گردد، که نتیجه آن افزایش رفاه عمومی در اجتماع و جلوگیری از سواستفاده ای احتمالی افراد سودجو در این باره می باشد.

 

 

 

 

منابع

الف)فارسی

  1. استوار سنگری، کورش، (1393)،  حقوق تامین اجتماعی،تهران: نشر میزان.
  2. جوان جعفری، محمدرضا،( 1386)،  «مزایای تامین اجتماعی برای همسران و اعضای خانواده بیمه شدگان، در نظام تامین اجتماعی آمریکا و مقایسه اجمالی با نظام تامین اجتماعی ایران»،  فصلنامه داخلی قوانین و مقررات  تامین اجتماعی، شماره هشتم.
  3. جعفری، فاطمه، (1386)،  «مطالعه تطبیقی مستمری بازماندگان در اسناد بین المللی حقوق ایران،آمریکا،فرانسه،ایتالیا،عربستان صعودی و ساحل عاج»، فصلنامه داخلی قوانین و مقررات تامین اجتماعی، شماره نهم.
  4. جعفری، زهرا، ( 1386)،  «کمک هزینه عائله مندی»، فصلنامه داخلی قوانین و مقررات  تامین اجتماعی، شماره هفتم.
  5. درودیان، حسنعلی، نجفی خواه، محسن، ( 1384)،  « رابطه حقوق تامین اجتماعی و حقوق مدنی»: مستخرج از کتاب دیدگاه هایی در حقوق تامین اجتماعی، تهران:انتشارات آتیه،چاپ اول.
  6. دفتر بین المللی کار، (1373)، راهنمای آموزش کارگران، ترجمه: نوروز طالقانی، ابوالقاسم، تهران: موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی.
  7. رشوند، مهدی، ( 1385)،  « مبانی نظری بازنشستگی»، فصلنامه داخلی قوانین و مقررات  تامین اجتماعی، پیش شماره سوم.
  8. رهوری، کتایون، (1385)،  « بررسی حق برخورداری زنان از تامین اجتماعی در نظام بین المللی وداخلی»، فصلنامه داخلی قوانین و مقررات  تامین اجتماعی، پیش شماره چهارم.
  9. قاسمی، محسن، (1385)،  « کلیاتی راجع به بیمه شدگان تبعی»، فصلنامه داخلی قوانین و مقررات  تامین اجتماعی، پیش شماره پنجم.
  10. گرجی پور، اسماعیل، (1395)،  اسناد سیاسی نظام تامین اجتماعی چند لایه کشور، تهران: انتشارات موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی.
  11. مجتهدی، محمدرضا، (1391)،  حقوق تامین اجتماعی، تبریز: انتشارات آیدین.
  12. موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی،( 1395)، مجموعه سخنرانی ها و مقالات دومین همایش ملی ارزیابی اکچویری در صندوق های بازنشستگی ایران، تهران: موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی.
  13. واحد مطالعات و تحقیقات بیمه ای موسسه حسابرسی صندوق بازنشستگی کشوری،(1387)،  بررسی سیستم های بازنشستگی در جهان: برنامه های بازنشستگی خصوصی در ایالات متحده، سازمان بازنشستگی کشوری.

 

 

 

 

ب)انگلیسی

 

 

 

  1. D. Campbell, Colin. (1969). " Social Insurance in the United States: A Program in Search of an Explanation", the journal of law and economic,Vol.12, N.2.
  2. Harrington Meyer, Madonna.(2014)."Family Status and Poverty among Older Women: The Gendered Distribution of Retirement Income in the United States" , ,Social Problems, Vol.37, N.4.
  3. Holmlund, Bertil; OH\hlsson, Henry; Erling Steigum.(2001)."Intergenerational Transfers, Taxes and the Distribution of Wealth", The Scandinavian Journal of E CONOMICS, Vol.103, N.3
  4. Jean-Jacques, Dupeyroux.(1988). Droit la Sécurité sociale, Paris:Dalloz,11 édition.
  5. La securite Social. (1970).  Geneve: cours d’etuducation ouvriere.
  6. M. O’Rand, Angela; I. Farkas, Janice.(2002)." Couples’ Retirement Timing in the United States in the 1990s", International Journal of Sociology, Vol.32, N.2.
  7. Murray,Patty.(2015).Senator Murray Report on Women and The Retirement Age Gap.USA.
  8. Ono,Hiromi; Stafford, Frank.(2001)."Till Death Do Us Part or I Get My Pension? Wives' Pension Holding and Marital Dissolution in the United States", The Scandinavian Journal of Economics,Vol. 103, No. 3.
  9. Quadagno, Jill.( 1988). The Transformation of Old Age Security: Class and Politics in the American welfare state, London: University of Chicago Press.
  10. Social Security Programs Throughout the World: The Americas, (2015), Switzerland: International Social Security Association.
  11. Social Security Programs Throughout the World: Europe, 2016, Washington, DC: SSA Publication.

 

 

 



[1] Convention on the elimination of all forms of discrimination against women(1979)

[2] Universal Declaration of human right

[3] International convenant on economic,social and cultural rights(1966)

[4] International convention on the elimination of all froms of racial discrimination(1965)

[5] Convention concerning Minimum Standards of Social Security 1952(no 102)

[6] Invalidity, Old-Age and Survivors' Benefits Convention, 1967 (No. 128)

[7] این اعلامیه مصوب چهارمین کنفرانس جهانی زنان(1995) می باشد که در آن دولت ها متعهد شدند نظام های تامین اجتماعی را در مناطقی که این نظام وجود ندارد ایجاد نمایند و در نظام هایی که تبعیض جنسیتی وجود دارد با هدف برابری زنان و مردان در برخورداری از حمایت های تامین اجتماعی تجدیدنظر کنند.

[8] Defined Benefits=DB

[9] Defined Countribution (DC)

[10] برای متولدین سال های 1943 تا 1954.

[11] برای متولدین سال 1960 به بعد سن بازنشستگی 67 سال است.

http://www.tradingeconomics.com/united-states/retirement-age-men, time:12may 2017

 

 

 

آدرس اینترنتی جهت دسترسی به متن:

[12] What is the Social Security Retirement Age?, national academy of social insurance, https://www.nasi.org/learn/socialsecurity/retirement-age, time: 12may 2017

[13] United States Life Tables, 2013,on http://europepmc.org/abstract/MED/28437241, time:

[15] Life expectancy in the USA hits a record high, Larry Copeland, USA TODAY, Published Oct. 8, 2014,on https://www.usatoday.com/story/news/nation/2014/10/08/us-life-expectancy-hits-record-high/16874039/ ,time11may 2017.

[17] اسناد سیاسی تامین اجتماعی چندلایه کشور،اسماعیل گرجی پور،موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی،تهران،1395،ص 58.   

[18] European convention on socil and medical assistance(1953)

[19] European social charter

[20] زوج پارتنر افرادی هستند که بر پایه ازدواج سفید و بدون تشریفات قانونی ازدواج با یکدیگر زندگی می کنند.

 

آدرس اینترنتی جهت دسترسی به متن:

[21] http://www.pensionrights.org/publications/fact-sheet/pension-rights-after-divorce

[22] البته دراین مورد، مخالفانی وجود دارند که اعلام می دارند مسترمی همسری برای زنان مطلقه، باید تزلزل بنیان خانواده و افزایش طلاق خواهد شود.برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به :

  1. Holmlund, Bertil; OH\hlsson, Henry; Erling Steigum.(2001)."Intergenerational Transfers, Taxes and the Distribution of Wealth", The Scandinavian Journal of E CONOMICS, Vol.103, N.3.
  2. Ono,Hiromi; Stafford, Frank.(2001)."Till Death Do Us Part or I Get My Pension? Wives' Pension Holding and Marital Dissolution in the United States", The Scandinavian Journal of Economics,Vol. 103, No. 3.

[23] Old Age, Survivor and Disability Insurance(OASDI)

[24] ماده 82 قانون استخدام کشور و یا قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت.