تناقضات حاکمیت، منافع ملی و اصل مداخله بشردوستانه در تحولات لیبی، بحرین و سوریه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

2 . کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل.

چکیده

پژوهش حاضر در پی بررسی تناقضات حاکمیت دولت­ها، منافع ملی قدرت­های بزرگ و اصل مداخله بشردوستانه در تحولات لیبی، بحرین و سوریه است. تحولات در کشورهای مذکور پرسش­های فراوانی را ایجاد کرده است. تناقض رفتاری قدرت­های بزرگ در قبال این تحولات به روشنی بیانگر این است که منطق حاکم بر جامعه بین­المللی، همچنان زور و قدرت است. اصل عدم مداخله همواره از دیرباز به عنوان یک اصل عرفی حقوق بین­الملل مورد قبول جامعه جهانی بوده است اما در قضیه لیبی به بهانه حقوق بشر، نظاره­گر واکنش و مداخله سریع غرب و ناتو بوده­ایم در حالی که با وجود نقض واضح حقوق بشر در بحرین و یمن اما واکنش حداقلی از سوی غرب صورت گرفت؛ در تحولات سوریه نیز کشمکش قدرت­های بزرگ و منطقه­ای مانع از حل سیاسی بحران و طولانی شدن آن شده است. بر این اساس پرسش اصلی عبارت است از: تناقضات حاکمیت کشورها، منافع ملی قدرت­های بزرگ و اصل مداخله بشردوستانه چه تأثیری در تحولات لیبی، بحرین و سوریه داشته است؟
پاسخ موقت به پرسش حاضر نیز بدین ترتیب است: قدرت­های بزرگ با توجه به منافع و مطامع خود هر جا که نظام حاکم را مطابق با منافع خود دیده­اند (بحرین) از اصل حاکمیت دولت­ها حمایت نموده­اند و هر جا که نظام حاکم را برخلاف منافع خود پنداشته­اند (لیبی و سوریه) بر اصل مداخله بشردوستانه تأکید داشته­اند.

کلیدواژه‌ها