حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی

نویسنده

مربی تمام وقت و عضو هیئت علمی دانشکده حقوق واحد تهران مرکزی

چکیده

چکیده
امروزه به کمک پیشرفت های چشم گیر در زمینه علوم پزشکی، خصوصاً رشد علمی در مورد زنان و زایمان،
توان مندی های خارق العادة به دست آمده در علم بیولوژی انسانی و فراهم شدن فنون و تکنیک های مختلف مرتبط
به توالد و تناسل، موضوع و مشکل ناباروری زنان و عقیم بودن زوجین از طریق تحصیل گامت نر و ماده و
انتقال آنها به صورت تفکیکی یا ترکیبی (جنینی) با ابزار پزشکی در اغلب کشورها تا حد زیادی حل شده است،
و یکی از راه های درمان ناباروری زنان نابارور تلقیح جنین اهدایی به رحم این گونه زنان به وسیلۀ متخصصان این
رشته است. خوشبختانه در نظام حقوقی ایران نیز باتوجه به قانون نحوة اهدای جنین به زنان نابارور مصوب
1382 و آیین نامۀ اجرایی آن مصوب 1383 موضوع مزبور حل شده و دریافت گامت از زن و شوهر و تبدیل آن
به جنین در آزمایشگاه و انتقال آن به رحم زنان نابارور که متقاضی دریافت جنین اهدایی هستند، مانع شرعی و
قانونی وجود ندارد.
اهدای گامت یا اهدای جنین به زنان نابارور و متقاضی دریافت جنین اهدایی از نظر حقوقی آثار گوناگونی
در پی خواهد داشت که از جملۀ این آثار حقوقی عبارت از حقوق و تکالیفی است که برای زوجین دریافت کنندة
جنین به وجود خواهد آمد و زوجین مکلف خواهند شد حضانت یا نگاه داری و تربیت کودک حاصل از جنین
دریافتی را عهده دار گردند و تأمین هزینۀ امرار معاش یا نفقۀ کودک مزبور تا رسیدن به سن کبر، طبق مقررات
برعهده زوجین و سایر اقارب نسبی آنان در حد و چارچوب قانون است. علاوه بر موارد مذکور، روابط حقوقی
دیگری نیز به وجود خواهد آمد که عبارتند از: موضوع قرابت نسبی و سببی، ولایت، حرمت نکاح و توارث بین
کودک حاصل از اهدای جنین و زوجین دریافت کنندة جنین و اقارب نسبی آنان.
به علاوه کودک حاصل از جنین اهدایی طبق قانون فرزند زوجین محسوب می شود لذا باید از آنان در حد
متعارف اطاعت کند و احترام آنان را در حد والدین نگاه دارد و بعد از رسیدن به سن کبر، در صورت نیاز والدین
مزبور به شرط تمکن باید نفقه آنان را براساس مقررات مربوط به نفقۀ اقارب پرداخت کند. که در مقاله شرح آن
آمده است.

کلیدواژه‌ها


تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391 از صفحه 113 تا 138
1391/09/ 1391 تاریخ پذیرش: 22 /08/ تاریخ دریافت: 15

114 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
مقدمه
امروزه با توسعه و گسترش علم پزشکی و بیولوژی انسانی، موضوع باروری زنان
نابارور با وجود اقتضاء سن، از طریق اهداء و دریافت جنین حل شده است و دیگر در
حال حاضر زوجین نابارور از نداشتن فرزند رنج نخواهند برد و از سرزنش خویشان و
نزدیکان و اقارب دور و نزدیک که برخلاف اخلاق و آیین انسانی در زندگی دیگران به
اشکال مختلف دخالت می کنند، در امان خواهند بود. ناگفته نماند گاهی مداخله بی جای
اقوام، زندگی مشترک زیبای زنان و شوهران را تباه کرده و باعث از هم پاشیدگی و
تخریب کانون خانوادگی زن و شوهری که به هم علاقه شدید دارند، خواهد شد و این
صفت رذیله افراد مداخله گر گاهی سبب می شود که زن و شوهر نابارور راه انزوا را
پیش گرفته و با جامعه و حتی بستگان خود قطع رابطه نمایند و دایم در هراس و
وحشت زندگی کنند. البته در جوامع متمدن و پیشرفته جهان چنین موضوعی کمتر و یا
به ندرت مطرح خواهد شد ولی متأسفانه در بعضی از جوامع رفتار و گفتار افراد،
زندگی خصوصی انسان هایی را که عمل خلافی مرتکب نشده اند، دچار اشکال خواهد
کرد که خوشبختانه از طریق اهدا و دریافت جنین امروزه این مشکل تقریباً در اکثر
جوامع حل شده است و زن حامله می گردد.
جنین در این بحث عبارت است از ترکیب اسپرماتوزیید مرد با تخمک زن در خارج
از رحم به وسیله ابزار پزشکی در آزمایشگاه مخصوص که پس از تکثیر این ترکیب، به
2 تا 8 سلولی، قابلیت انتقال به رحم زن دیگر با ابزار خاص پزشکی دارد . جنین در
روز دوم بعد از شکل گیری در خارج از رحم، چهار سلولی و روز چهارم هشت سلولی
خواهد بود. 1
1 محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی و سهیلا عارفی، کتاب مجموعه مقالات، اهدای گامت و جنین
. در درمان ناباروری چاپ سمت سال 1384 و 1385 ، ص 9 به بعد، خصوصاً صفحه 25
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 115
جنین انتقال یافته به رحم زنی که مستعد پذیرش آن است، لانه گزینی کرده و
شروع به رشد خواهد کرد و پس از گذارندن دوران تکاملی متولد خواهد شد . البته
این گونه باروری جنبه معالجه ندارد و با اهداء و تلقیح جنین اهدایی زن حامله خواهد
شد.
دریافت جنین اهدایی، مورد توجه بسیاری از زن و شوهرهایی قرار گرفته که عقیم
بوده اند و مشکل خود را بهتر توانسته اند از این طریق حل کنند و بر قبول اطفال بدون
سرپرست به عنوان فرزندخواندگی ترجیح داده اند؛ زیرا دریافت جنین و حامل شدن از
این طریق، مشکلات فرزندخواندگی را نخواهد داشت و رابطۀ فرزند متولد از جنین
اهدایی با دریافت کنندگان جنین بسیار عاطفی تر و محکم تر از رابطۀ کودکانی است که
از طریق فرزندخواندگی وارد زندگی زن و شوهر فاقد فرزند می شوند.
در زمینه جواز و عدم جواز اهدای جنین نظرات مختلفی ابراز شده است.
با این که انتقال جنین با ابزار پزشکی جزء مسایل مستحدثه و پدیده ی جدیدی
است که نص صریح شرعی در این زمینه وجود ندارد، معذلک عده ای معتقد به عدم
جواز انتقال جنین با ابزار پزشکی هستند 1 و برای اثبات نظر خود به آیات و روایاتی
ای » : استناد کرده اند که ازجمله آیات استنادی آیۀ 30 سورة نور است که می فرماید
پیغمبر بر مردهای مؤمن بگو چشمان خود را از نگاه ناروا و گناه آلود بپوشانند و فروج
و اندام شان را از کار زشت با زنان محفوظ بدارند که این اقدام برای پاکیزگی (جسم و
جان) شما اصلح و بهتر است، البته خداوند بر اعمالی که انجام می دهید کاملاً آگاه
2.« است
ای پیغمبر به زنان با ایمان بگو که چشم های خود را » : آیه 31 همین سوره می فرماید
از نگاه ناروا و گناه آلود بپوشانند و فروج و اندامشان را از عمل زشت محفوظ دارند و
1. به نقل از کتاب بررسی تطبیقی حقوق خانواده، جمعی از نویسندگان، چاپ سال 1383 ، دانشگاه
. تهران ص 428 و 429
2. قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم، ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون
116 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
زینت و آرایش خود را غیر از آن چه قهراً ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند و نشان
6 و 7 سوره مؤمنون استناد می نمایند که به طور ،5 ، 1 و همچنین به آیات 1 «... ندهند
افراد مؤمن که به تکالیف خود عمل می کنند، یقیناً به رستگاری » خلاصه چنین است
رسیده اند و افراد مؤمن، فروج و اندام شان را از عمل حرام نگاه می دارند و اندام تناسلی
2.«......... خود را محافظت می کنند مگر به همسران خود
ازجمله حدیث استنادی آنان خبر علی بن سالم از امام صادق (ع) است که فرمودند:
قرار دادن نطفۀ مردی در رحم زنی که بر او حرام است گناه بزرگی است و از قول
پیغمبر اسلام نقل شده است اگر کسی نطفه خود را در رحم زنی که بر انسان حرام
است قرار دهد، گناه بزرگی محسوب می شود و علمای شیعه و سنی نیز چنین اقدامی را
جایز ندانسته و آن را خلاف نظم روابط جنسی و اخلاق دانسته اند. 3
در زمینه جواز انتقال جنین بر رحم زن ثالث به دلایل زیر می توان استناد کرد:
1 قاعدة کلی حقوقی  طبق قواعد کلی حقوقی، اقدامات مخل نظم عمو می و
اخلاق حسنه ممنوع است و چون انتقال جنین اهدایی به رحم زن نابارور نه خلاف
اخلاق حسنه است و نه موجب اختلال در نظم جامعه خواهد بود و حکم صریحی در
این زمینه در حقوق اسلام پیش بینی نشده و قانوناً نیز ممنوع نیست. (قانون نحوة اهدای
( جنین مصوب 1382
2 اصل برائت  در صورتی که مشخص نباشد که عملی صریحاً از نظر شرعی
حرام یا از جهت حقوقی ممنوع است، اصل بر برائت است. 4
1. قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الّا ما ظهرمنها ...
2. قد افلح المؤمنون والذین هم لفروجهم حافظون، الّا علی ا زواجهم او ما ملکت ایمانهم فانّهم غیر
ملومین، فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون، همان منبع.
3. تألیف امامی، اسداله، کتاب مطالعۀ تطبیقی نسب در حقوق ایران و فرانسه، امامی، چاپ 1349 امیری
و 1392 ، چاپ نشر میزان تغییر جنسیت.
4. محمد جعفر ،جعفری لنگرودی،محمد،ترمینولوژی،حقوق،وسیط،مبسوط،ش 1531،377،363 کلمه
اصل واصاله البرائه
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 117
3 اصل اباحه  درصورتی که تردید شود اقد امی مباح است یا حرام و نص
صریحی بر حرمت نباشد، اصل اباحه جاری می شود که در انتقال جنین اهدایی به رحم
متقاضی جنین نیز اصل اباحه جاری است.
4 اصل حلیت  اگر تردید شود که اقدامی شرعاً حلال است یا حرام، اصل حلیت
جاری خواهد شد.
5 اصل صحت  هرگاه مسلم نباشد عملی یا اقد امی باطل و غیرقانونی یا
غیرشرعی است، باید آن عمل را محمول صحت کرد.
اصل صحت ضامن حقوق و آزادی های مردم در برابر قدرت حاکمه مخصوصاً قوه
مجریه است. بنابراین انتقال جنین اهدایی به رحم زن نابارور که خواهان دریافت جنین
است، اقدامی باطل نیست و زنا نیز در این گونه موارد مصداق ندارد، چون مواقعه ای
صورت نمی گیرد تا صاحبان گامت و دریافت کنندگان آن مرتکب عمل حرام و باطل
قلمداد گردند بنابراین اقدام مزبور شرعاً و قانوناً صحیح و معتبر خواهد بود و قانون
مصوب 1382 نیز مؤید صحت این اقدام خواهد بود.
با وجود نظرات متفاوتی که از جهت شرعی ابراز شده و عده ای همان طورکه قبلاً
اشاره شد این اقدام را برخلاف فطرت و شرع دانسته اند، به علت نیاز مبرمی که جامعه
در زمینه اهدا و دریافت جنین احساس کرده است در سال 1382 قانون نحوة اهدای
جنین به زنان نابارور به تصویب قوه مقننه رسیده و مورد تأیید شورای نگهبان نیز قرار
گرفته است و آیین نامه اجرایی این قانون نیز در سال 1383 به تصویب رسیده است.
در این مقاله با توجه به ضوابط شرعی و قانون و آیین نامه اهدای جنین به بررسی
حقوق و تکالیف فرزند ناشی از جنین از قبیل رابطۀ نسبی و قرابت خونی کودک با
زوجین دریافت کننده جنین و حرمت نکاح بین آنان و حضانت یا نگاه داری و تربیت
کودک و تأمین هزینه حضانت و تکلیف انفاق و اخذ سند هویت یا شناسنامه برای
کودک و استفاده وی از نام خانوادگی رئیس خانواده یا پدر ظاهری و توارث و تکلیف
118 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
کودک مبنی بر اطاعت از والدین و احترام به آنان، به شرح م باحث آتی خواهیم
پرداخت.
مبحث یکم  رابطۀ نسبی کودک ناشی از اهدای جنین
در به وجود آمدن طفل از جنین اهدایی سه عامل اساسی نقش دارد و این سه
عامل عبارتند از: 1 اسپرماتوزیید 2 تخمک 3 رحم محل رشد جنین. ممکن است
زن و شوهری به منظور کمک به زن و شوهر نابارور تخمک و اسپرماتوزیید را به یک
مؤسسه درمان ناباروری اهدا کنند بدون این که زن و شوهر متقاضی دریافت جنین را
بشناسد و یا متقاضیان دریافت جنین از هویت زن و شوهر اهداکنندة جنین آگاهی پیدا
کنندکه در ماده 3 آیین نامۀ اجرایی قانون نحوة اهدای جنین مصوب 1383 به این
موضوع یعنی عدم شناسایی طرفین تأکید فراوان شده است.
البته زوجنین اهداء کننده جنین را در اختیار مؤسسه درمان ناباروری نخواهند
گذاشت بلکه اسپرماتوزئید و تخمک را در اختیار مؤسسه قرار می دهند و مؤسسه از
طریق ابزار پزشکی اسپرم را وارد تخمک کرده و در واقع اقدام به تولید جنین خواهد
کرد و پس از تولید جنین و تبدیل شدن به جنین 2 تا 8 سلولی آن را با ابزار پزشکی به
داخل رحم زن متقاضی دریافت جنین انتقال می دهد به طوری که جنین بتواند در
زهدان قرار بگیرد و پس از لانه گزینی شروع به رشد کند و اگر مؤسسه نتواند جنین 2
تا 8 سلولی را به رحم متاقضی انتقال دهد، آن را فریز یا منجمد کرده و در بانک اسپرم
نگاهداری می کند تا در زن متاقضی آمادگی بیولوژی از طریق اقدامات پزشکی قراهم
گردد.
با این ترتیب جنین بدون ورود به رحم و زهدان زن متقاضی به رشد خود ادامه
نخواهد داد چون در لوله آزمایش و یا زهدان مصنوعی قرار نمی گیر د و در موضوع
مورد بحث یک زن که یک موجود طبیعی است جنین را در بدن خود می پروراند و با
تغذیه از خون خود به رشد کودک کمک می کند. حال به بررسی این مطلب می پردازیم
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 119
که از نظر نسب یا قرابت خونی، این کودک منتسب به کسانی است. به عبارت دیگر
پدر و مادر یا مادران این کودک چه کسانی خواهد بود.
1 پدر کودک کیست؟
آن چه مسلم است شوهر زن صاحب رحم از جهت قرابت خونی رابطه ای با کودک
ندارد گرچه کودک در کانون خانوادگی او و از زوجه اش متولد شده است و ممکن
است عرفاً در حکم پدر کودک محسوب گردد ولی در بین فقهاء در موضوع مورد
بحث و رابطۀ نسبی فرزند اختلاف نظر وجود دارد. عده ای از فقها امامیه زمان گذشته و
حاضر با توجه به آیات و روایات معتقدند که کودک با صاحب اسپرم قرابت نسبی دارد
و در واقع پدر کودک صاحب اسپرم خواهد بود. 1 ازجمله آیات استنادی این عده آیه
هوالذی خلق من الماء بشراً فجلعه نسباً و » : 54 از سوره فرقان است که فرموده است
یعنی خداوند انسان را از آب یعنی اسپرم که با تخمک ترکیب می شود آفریده و «....
صاحب اسپرم یا تخمک با فرزند قرابت نسبی دارد و همچنین به آیه 8 از سوره سجده
یعنی «. ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین » : نیز استناد کرده اند که فرموده است
خداوند فرموده اند ما نسل انسان را از آب پست و اسپرم قرار داده ایم که حاکی از
قرابت خونی انسان ناشی از اسپرماتوزئید است. و به روایاتی نیز در تأیید نظر خود
استناد کرده اند که ازجمله آن روایت محمدبن مسلم و روایت اسحاق بن عمار از امام
صادق (ع) است که اگر مردی با زنی جماع کند و زن بلافاصله در اثر مساحقه با
دختری اسپرم موجود در بدن خود را به او منتقل کند و دختر حامله شود، فرزند متولد
شده از دختر به شوهر آن زن منتسب خواهد بود. 2 عده ای دیگر معتقدند برای انتساب
، 1. سیدروح الله، خمینی (ره) تحریرالوسیله، ج 2، ص 623 ، منتظری، حسین علی، احکام پزشکی، ج 1
. صص 88 و 93
. 2.محمدبن حسن، حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 28 ، ص 168
120 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
طفل به صاحب اسپرم لازم است در اثر نزدیکی زن و مردی فرزندی متولد گردد. 1 اگر
طبق نظر اخیر، صاحب اسپرم با کودک قرابت نسبی نداشته باشد، پس پدر کودک چه
کسی است؟ اگر صاحب اسپرم را پدر طفل بدانیم در این صورت پدر کودک تکالیفی
نظیر پرداخت نفقه و حضانت و نگهداری کودک را برعهده خواهد داشت و ولایت
طفل نیز با وی خواهد بود که البته صاحب اسپرم در زمان اهدای آن به هیچ وجه قصد
نداشته صاحب فرزندی از زن دیگر غیر از زوجه خود باشد و اگر در این زمینه
پافشاری شود، دیگر هیچ مردی حاضر به اهدای اسپرم به منظور رفع مشکل زن و
شوهر نابارور نخواهد شد مضافاً بر این که طبق قانون، صاحب اسپرم و تخمک اهدایی
ناشناخته باقی خواهند ماند و کودک از وضع پدید آمده بی اطلاع است لذا نباید از
جهت رابطه نسبی سرگردان بماند و از نظر روحی و روانی لطمه ببینید که هم برای
چنین فرزندی و هم برای خانواده پذیرنده جنین و هم برای جامعه به شدت زیان آور
خواهد بود. به همین دلیل در کشورهای غربی ازجمله فرانسه اثبات نسب در این گونه
موارد ممنوع شده است. 2 البته فرهنگ و آداب و رسوم و اخلاق در همه کشورهای
جهان یکسان نیست ولی با پذیرش پدیده اهدای جنین و قانونی شدن آن، باید آثار و
توالی آن را نیز پذیرفت.
2 مادر کودک چه کسی است؟
در به وجود آمدن کودک ناشی از اهدای جنین می توان گفت علاوه بر اسپرم، دو
عامل دیگر که عبارتند از تخمک و زهدان صاحب رحم نقش اساسی دارند به همین
دلیل درخصوص رابطۀ طفل با مادر نظرات مختلفی عنوان شده است: برخی صاحب
تخمک را مادر طفل و بعضی صاحب رحم و عده ای هر دو را مادر کودک می دانند
کسانی که معتقدند صاحب تخمک مادر کودک است به ریشه یا اصل متوسل می شوند
. 1. سید محسن، حکیم، منهاج الصالحین، ج 2، ص 298
20 ماده 311 قانون مدنی فرانسه. / 2. بندهای 10 و 2
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 121
و می گویند تخمک اصل و ریشه طفل است و رحم یا زهدان محل رشد این ریشه
است و نقش غذارسانی را برای تخمک بارور شده ایفا می کند. 1
عده ای دیگر صاحب رحم را مادر طفل دانسته و به آیات و روایاتی استناد می کنند.
ازجمله در زمینۀ مظاهره آیه 2 سوره مجادله است که می فرماید: مادر هرکس زنی است
که او را زاییده است. 2 و در باب احسان به والدین به آیه 15 سوره احقاف که فرموده
است: مادر کسی است که بچه ای را با مشقت و زحمت در رحم پرورش می دهد و با
مشقت فراوان او را می زاید 3 و به آیات دیگری برای اثبات نظر خود متوسل شده اند و
به روایتی از ابن ابی یعفور و روایتی دیگر از امام صادق (ع) نیز استناد کرده اند و به
استناد این روایات که عنوان شده است اگر زنی به بچه ای پانزده بار متوالی تحت
شرایطی شیر بدهد مادر کودک محسوب است، به طریق اولی زنی که جنین را تا مرحله
تکامل و تبدیل به نوزاد شدن در بدن خود پرورش داده و گوشت و استخوان و
تمامی اعضای بدن وی از خون و مواد غذایی بدن این زن تشکیل شده، مادر نوزاد
محسوب خواهد شد. 4 درخصوص انتقال جنین به رحم زن دیگر و مادر تلقی شدن
صاحب رحم ممکن است چنین استدلال شود که جنین به عنوان معد تلقی می شود و
دریافت کننده جنین و زهدان و عوامل درونی صاحب رحم، علت تامه یا جزء اخیر
علت تامه محسوب می گردد و علت تامه اقوی بر معد یا سایر علل پدیدآورنده نوزاد
است لذا مادر نوزاد صاحب رحم خواهد بود 5 و در نظر شارع نیز با توجه به مفاهیم
عرفی، مادر کسی است که کودک را در بدن خود پرورش می دهد. البته استناد به آیاتی
. 1. کتاب اهدای گامت و جنین در درمان ناباروری، جمعی از نویسندگان، چاپ 1385 سمت، ص 246
2. الذین یظاهرون منکم من نسائهم ما هن امهاتهم، ان امهاتهم الا اللائی ولد نهم ....
3. و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرها و وضعته کرهاً ...........
. 4. سیدابوالقاسم،خویی، المسایل الشریعه، ج 2، ص 320
. 5. محمد علی ،اراکی، استفتاآت، ص 250 و 251
122 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
نظیر آیه مربوط به مظاهره خالی از مناقشه نیست و می تواند عنوان شود که آیات
استنادی چندان ارتباطی به موضوع بحث و تعیین مادر در انتقال جنین ندارد. 1
عده ای نیز بر این عقیده اند که طفل حاصل از جنین اهدایی دارای دو مادر است که
یکی از مادران صاحب تخمک و مادر دیگر صاحب رحم خواهد بود و نظریه دو مادر
داشتن کودک مورد نظر دور از ذهن در حقوق اسلام نیست زیرا علاوه بر مادر اصلی،
مادر رضاعی نیز مادر تلقی شده است هرچند از جهت آثار حقوقی این دو مادر با هم
تفاوت خواهند داشت و در موضوع بحث که صاحب رحم در رشد جنین نقشی بسیار
کامل تر و بیشتر از مادر رضاعی دارد، مادر کودک محسوب خواهد شد. 2
همان طور که اشاره شد، صاحبان و اهداکنندگان اسپرم و تخمک قصد ندارند که در
آینده پدر و مادر فرزندی گردند که از ترکیب اسپرم و تخمک آنان جنین شکل گرفته و
به زن و شوهر متقاضی دریافت جنین، اهدا گردیده و در رحم زن دریافت کننده جنین
رشد کرده و پس از گذراندن دوران تکمیلی به صورت نوزاد متولد م ی گردد .
اهداکنندگان گامت یا اسپرم و تخمک به منظور رفع نیاز زوجنین نابارور در فرایند
باروری اینگونه افراد، گامت خود را در اختیار مؤسسات درمان ناباروری قرار می دهند
و در واقع از آن اعراض کرده اند و مؤسسات با ترکیب اسپرم و تخمک اهدایی اقدام به
تشکیل جنین کرده اند و با ابزار خاص پزشکی وارد رحم متقاضیان دریافت جنین کرده
تا بارور و صاحب فرزند شوند با این ترتیب موضوع پدر و مادر ژنتیکی منتفی است و
زوجین اهداکننده گامت هیچ گونه حقی از بابت رابطۀ نسبی برای خود قایل نیستند و
زوجین دریافت کننده جنین به قصد فرزنددار شدن، متقاضی دریافت جنین هستند و
اراده آنان بر این امر تعلق گرفته است و لاغیر. با این ترتیب طفل متولد شده از طریق
. 1. سید صادق ،روحانی، مجله انتقال جنین وگامت در درمان ناباروری، صص 332 تا 345 و ص 232
2. سیدمحمدحسن، رضوی ، فقه الطب، بیروت، سال 1323 قمری، ص 88 ؛ اراکی همان منبع؛ صص
25 و 251 ؛ موسوی اردبیلی، مجله اهدای گامت و ... ص 248 ؛ سیستانی، سیدعلی، المسایل المنتخبه،
. قم، 1423 قمری، ص 533
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 123
دریافت جنین اهدایی با زوجین پذیرنده جنین نسبت و قرابت قانونی دارند و نسب
طبیعی با نسب شرعی و قانونی لازم نیست همیشه مطابقت داشته باشد زیرا در حقو ق
اسلام عنوان شده است ولد ناشی از زنا ملحق به زانی نمی شود به عبارت دیگر نسب
طبیعی لاجرم نسب شرعی و قانونی نخواهد بود و ملازمه عقلی چنین نیست که نسب
طبیعی نسب شرعی و قانونی باشد و در موضوع مورد بحث نیز نسب طبیعی ممکن
است با نسب قانونی تفاوت داشته باشد که در این صورت نسب قانونی اعتبار خواهد
داشت.
با پذیرش این نظر که مورد تأیید عده بسیاری از فقها 1 و مورد پذیرش قانون گذار
است 2 دیگر جای بحثی برای دو پدر و دو مادر داشتن کودک باقی نخواهد ماند و برای
صاحبان اسپرم و تخمک نیز از جهت قرابت نسبی جایگاهی وجود ندارد و چ نین
کودکی ملحق به زوجین دریافت کننده جنین خواهد شد و بسیاری از آثار حقوقی بین
زوجین مزبور و کودک متولد شده، در چارچوب فرزند و ابوین برقرار می گردد که
مصلحت خانواده، والدین فعلی و طفل و مصالح جامعه نیز تأمین خواهد شد.
مبحث دوم  حضانت و نگهداری کودک
نوزاد انسان موجود ضعیفی است که تا مدت مدیدی نیاز به حفاظت و نگاهداری از
نظر جسمی و روانی دارد. حضانت در واقع به معنای حفاظت و نگاهداری طفل تا
رسیدن به سنی است که خود قادر به زندگی مستقل باشد و معمولاً انسان وقتی به سن
کبر برسد اصولاً قادر است به طور مستقل زندگی کند . در نظام حقوقی ایران و در
حقوق اسلام نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین و سرپرستان است. البته ماده
نگاهداری اطفال هم حق و هم » : 1168 ق.م ایران هم در این زمینه عنوان کرده است که
. 1. محمد حسن ،نجفی، جواهرالکلام، ج 4، ص 398 ؛ صانعی، یوسف، استفتاآت پزشکی، ص 66
. 2. قانون مصوب 1382 و آیین نامه اجرایی آن مصوب 1383
124 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
چون معمولاً و اصولاً وقتی نوزادی متولد می گردد، دارای والدین .« تکلیف ابوین است
است ولی ممکن است کودک بعد از ولادت مادر خود را از دست بدهد و هم چنین از
نعمت داشتن پدر نیز قبل از ولادت یا بعد از ولادت محروم گردد که در این صورت
افراد دیگری نظیر اجداد پدری و مادری یا قیم تکلیف نگاهداری کودک را برعهده
خواهند داشت.
در مورد حضانت فرزندان حاصل از جنین اهدایی در ماده 3 قانون نحوة اهدای
جنین به زوجین نابارور مصوب 1382 تعیین تکلیف شده و حق و تکلیف حضانت
چنین نوزادی برعهده زوجین دریافت کننده جنین است و واگذاری این حق و تکلیف
که خاص والدین به صورت طبیعی است به زوجین پذیرنده جنین اهدایی حاکی از آن
است که رابطۀ فرزند مزبور با زوجین اشاره شده، رابطۀ نسبی قانونی یا در حکم نسب
است و نظر کسانی که دو مادر برای کودک قایلند حداقل از نظر آثار حقوقی مشکل
آفرین است و مصلحت کودک و خانواده وی و جامعه نیز با نظر این گروه به خطر
خواهد افتاد. ضمناً صاحبان اسپرم و تخمک اهدایی هرگز قصد ایجاد حق و تکلیف
برای خود نداشته اند و ناشناس باقی خواهند ماند. بااین ترتیب زوجین پذیرنده جنین
اهدایی همان حقوق و تکالیف عنوان شده در ماده 1168 ق.م را دارند و امتناع آنان از
انجام تکلیف موجب ایجاد مسئولیت مدنی و کیفری خواهد بود . البته در واقع و
نفس الامر رابطه نسبی صاحبان جنینی با کودک منتفی نیست.
حقوق و تکالیف حضانت، نگاه داری و تربیت کودک را باتوجه به مواد 1173 و
1175 قانون مدنی ایران، نمی توان از زوجین پذیرندة جنین سلب کرد مگر این که در اثر
انحطاط اخلاقی زوجین یا مسامحه آنان در حضانت کودک، صحت جسمانی یا تربیت
اخلاقی طفل در معرض خطر قرار گیرد . که در این صورت، طبق حکم دادگاه
صلاحیت دار که دادگاه خانواده محل اقامت کودک است، حق حضانت از آنان یا یکی
از آنان سلب خواهد شد. البته اعتیاد زیان آور به الکل، اعتیاد به مواد مخدر و عادت به
قماربازی، اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء، ابتلاء به بیماری های روانی و جنون به
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 125
تشخیص پزشکی قانونی، سوء استفاده ازکودک یا اجبار او به ورود در مشاغل
ضداخلاقی، مانند فحشاء، تکدی گری، قاچاق و تکرار ضرب و جرح خارج از حد
متعارف و امثال آن، از جملۀ موجبات سلب صلاحیت زوجین در زمینۀ نگاه داری و
تربیت کودک خواهد بود. در مورد حضانت و نگاه داری و تربیت کودک، مطالب زیر
قابل توجه است:
الف. حضانت کودک در زندگی مشترک زوجین
اگر زوجین باهم زندگی مشترک داشته باشند، حضانت و تربیت کودک با مشارکت
زوجین باید در تشیید مبانی » : آنان انجام خواهد گرفت. مادة 1104 ق.م می گوید
.« خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند
ب. حضانت کودک در صورت جدایی زوجین
چنانچه زوجین در اثر طلاق یا فسخ ازدواج از هم جدا شده باشند یا در اثر
اختلافات عملاً جدا از هم زندگی کنند، طبق مادة 1169 ق.م مادر تا سن هفت سالگی
در حضانت کودک بر پدر اولویت خواهد داشت؛ زیرا کودک در سنین پایین و تا سن
هفت سالگی به مادر احتیاج بیشتری دارد و مادر در نگاه داری کودک در این سنین
مناسب تر است. بعد از هفت سالگی نیز در صورت بروز اختلاف بین والدین، نحوه و
ترتیب حضانت و نگاه داری کودک با رعایت مصلحت وی به تشخیص دادگاه خانواده
خواهد بود. نظر به این که نگهداری کودک تکلیف قانونی ناشی از پذیرش و دریافت
جنین است، امتناع آنان قانونی نیست.
ج. حضانت کودک در صورت فوت یا ابتلاء به جنون و امثال آن
هرگاه یکی از زوجین فوت شود یا مبتلا به جنون گردد و یا مادر کودک بعد از
طلاق یا فوت شوهر، با دیگری ازدواج کند، در این گونه موارد حق حضانت منتفی یا
اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با او » : سلب خواهد شد. مادة 1170 ق.م می گوید
126 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
البته .« است مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند، حضانت با پدر خواهد بود
جنون پدر نیز مانند جنون مادر، سبب سلب حضانت است؛ زیرا جنون هریک از ابوین،
صحت جسمانی یا روانی و تربیت اخلاقی طفل را در معرض خطر قرار می دهد. البته هرگاه
یکی از ابوین فوت شود، حضانت طفل با آن که زنده است خواهد بود، هرچند متوفی
پدر طفل باشد و برای کودک قیم تعیین شده باشد، زیرا در حضانت کودک، والدین بر
قیم اولویت دارند. (مادة 1171 ق.م.)
هرگاه پدر فوت شود و مادر مبتلا به جنون شده یا شوهر کرده باشد اما جد پدری
در قید حیات باشد، چون جد پدری باتوجه با مفاد مادة 3 قانون نحوة اهدای جنین به
زوجین نابارور مصوب 1382 ، بر کودک ولایت قهری دارد، حق حضانت این کودک را
نیز خواهد داشت.
هرگاه والدین فوت شده یا مجنون گردند یا صلاحیت حضانت کودک از آنان سلب
شده باشد و جد پدری نیز زنده نباشد یا قدرت و صلاحیت حضانت کودک را نداشته
باشد، تکلیف حضانت کودک برعهدة وصی منصوب از طرف ولی قهری است و در
غیر این صورت، تکلیف حضانت برعهدة قیم منصوب از طرف دادگاه خواهد بود و در
تعیین قیم نیز اقارب کودک با داشتن صلاحیت بر دیگران مقدم خواهند بود . (مواد
1232 و 1235 ق.م). ،1188
د. تأثیر کفر در حضانت کودک
هرگاه یکی از زوجین یا هر دو کافر شوند، حق حضانت کودک مسلمان از والدین
کافر سلب خواهد شد. در این مورد نص صریحی در قانون مدنی ایران وجود ندارد
ولی مسلم نمی تواند برای مولی علیه خود » : ولی از ملاک مادة 1192 ق.م. که می گوید
می توان استنباط کرد که کافر حق حضانت کودک مسلمان .« وصی غیرمسلم معین کند
را نخواهد داشت؛ زیرا تربیت اخلاقی و مذهبی کودک دچار مخاطره خواهد شد و
افکار فرد غیرمسلمان در کودک تأثیر عمیق ایجاد خواهد کرد که در سنین بالا به آسانی
مرتفع نخواهد شد والعلم فی الصغر کالنقش فی الحجر در این خصوص می تواند مصداق
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 127
پیدا کند. البته غیر از فقهاء امامیه و مذهب شافعی، علماء سایر مذاهب اربعۀ مسلمان،
اس لام را شرط صحت حضانت ندانسته اند. 1
ه . حضانت و موضوع شیر دادن مادر
در زمینۀ حضانت طفل، مسأله تغذیه وی در سنین کودکی مخصوصاً تا سن دو
سالگی با شیر و خوردن شیر، امر بسیار مهمی است که در واقع غذای اصلی کودک در
این سنین شیر است و آن چه قابل بحث است این که آیا مادر در این برهه از زمان به
عنوان تکلیف حضانت، وظیفه دارد به بچۀ خود شیر بدهد یا خیر؟
در فقه امامیه، شیر دادن مادر به کودک جزء تکلیف حضانت وی نیست مگر در
صورتی که تغذیۀ طفل به غیر شیر مادر ممکن نباشد (مادة 1176 ق.م.) البته اگر مادر
مایل به شیر دادن به فرزند و بچۀ خود باشد، شوهر یا مراجع عمومی و قضایی، حق منع
او را ندارند مگر این که ثابت شود شیر دادن مادر به بچه ضرر وارد کند.
و. تکلیف تربیت در ضمن نگاه داری و حضانت کودک و احترام متقابل
ابوین مکلف هستند که در حدود » : در مورد تربیت کودک مادة 1178 ق.م می گوید
توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام کنند و نباید آن ها را مهمل
.« بگذارند
هرگاه در اثر بی توجهی ابوین و زوجین در زمینۀ تربیت کودک یا مسامحۀ آنان،
طفل به دیگری لطمه و ضرری وارد کند، والدین یا زوجین، مسئولیت اعمال کودک را
به عهده خواهند داشت. (مادة 7 قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 ). طبق مادة 1177
طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آن ها » : ق.م می گوید
البته این احترام متقابل باید باشد و با تنبیه و تأدیب در حدود متعارف .« احترام کند
1. حسین ، صفایی، امامی، اسداله، حقوق خانواده، جلد دوم، چاپ دانشگاه تهران سال 1386 ، چاپ
چهارم، ش 126 ، ص 159
128 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
مذکور در مادة 1179 ق.م در تعارض نخواهد بود. توضیح آن که احکام مربوط به
حضانت کودک و احترام متقابل مذکور در موارد اشاره شده، در مورد کودک ناشی از
اهدای جنین و دریافت کنندگان جنین، طبق ماده 3 قانون اهدای جنینی مصوب 1382
اعمال می گردد.
مبحث سوم  نفقه کودک حاصل از جنین اهدایی
وظایف و تکالیف زوجین گیرنده جنین و طفل » : طبق ماده 3 قانون اهدای جنین
متولد شده، از لحاظ نگاهداری، تربیت، نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و
نفقه اولاد برعهده پدر است، پس از فوت » : ماده 1199 ق.م می گوید .« پدر و مادر است
پدر یا عدم قدرت او به انفاق، به عهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب فالاقرب؛ در
صورت نبودن پدر و اجداد و یا عدم قدرت آنها، نفقه برعهده مادر است. هرگاه مادر
هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد، با رعایت الاقرب فالاقرب، به عهده اجداد و جد ات
مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از
.« حیث درجه اقربیت مساوی باشند، نفقه را باید به حصه مساوی تأدیه کنند
در مورد نفقه کودک حاصل از جنین اهدایی شوهر خانواده و دریافت کننده جنین،
همانند پدر واقعی در درجه اول تکلیف دارد که نفقه وی را پرداخت کند و اگر شوهر
غایب باشد یا از پرداخت نفقه استنکاف نماید، و الزام وی مبنی بر پرداخت نفقه ممکن
1370 ، دادگاه می تواند با مطالبه افراد /8/ نباشد، طبق ماده 1205 اصلاحی 14
واجب النفقه، به مقدار نفقه از اموال غایب یا مستنکف، در اختیار آنها یا متکفل مخارج
آنان قرار دهد و درصورتی که اموال غایب یا مستنکف در اختیار نباشد، همسر وی یا
دیگری با اجازه دادگاه می تواند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غایب
یا مستنکف مطالبه نمایند.
هرکس » : علاه بر راهکارهای حقوقی اشاره شده، طبق ماده 642 قانون مجازات اسلامی
با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد، یا از تأدیه نفقه سایر
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 129
اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس
در موضوع مورد بحث این سؤال قابل طرح است که آیا ترتیب .« محکوم می نماید
تکلیف انفاق مذکور در ماده 1199 ق.م رعایت خواهد شد یا این که تکلیف انفاق
منحصربه زوجین خانواده پذیرنده جنین اهدیی است. ممکن است گفته شود ترتیبی که
در ماده 1199 ق.م پیش بینی شده ناظر بر نفقه اولاد واقعی است نه فرزندی که از راه
دریافت جنین متولد شده و شوهر خانواده پدر چنین فرزندی نیست ولی این طرز تفکر
به نظر مخدوش است زیرا مادة 3 قانون اهدای جنین صریحاً عنوان کرده است که از
نظر تکلیف انفاق شوهر خانواده پدر قانونی کودک محسوب می شود لذا ترتیب تکلیف
انفاق به کودک مذکور در ماده 1199 ق. م، در موضوع بحث، وجود دارد و تردیدی در
این زمینه قابل تصور نیست از طرفی دیگر کودک حاصل از جنین اهدایی که در ایجاد
خود نقش نداشته و به موجب قانون چنین فرزندی متولد شده و باید زنده بماند و نیاز
به دریافت نفقه از خانواده دریافت کننده جنین و اقارب قانونی آنان دارد و مطالبه نفقه
از آنان جزء حقوق قانونی وی محسوب خواهد شد. اضافه می نماید که نفقه طبق ماده
1204 قانون مدنی عبارتست از مسکن، البسه، غذا، اثاث البیت و سایر نیازهای فرزند
نظیر معالجه امراض، تهیه دارو و درمان و غیره در حد رفع حاجت با درنظ رگرفتن
درجه استطاعت منفق و ندار بدون منفق علیه که در این مورد نیز مقررات مواد 1196 به
بعد در این زمینه قابل اجرا خواهد بود.
مبحث چهارم  اخذ شناسنامه برای کودک حاصل از جنین اهدایی
در نظام حقوقی ایران با توجه به مواد 12 به بعد قانون ثبت احوال، ولادت اطفال
باید به اداره ثبت احوال اعلام گردد و پس از ثبت ولادت در اسناد سجلی باید برای
کودک ایرانی شناسنامه صادر گردد. ثبت ولادت در حقوق ایران اجباری است و طبق
ماده 16 قانون ثبت احوال وظیفه اعلام ولادت طفل به عهده پدر یا جد پدری است که
130 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
در این زمینه، شوهر خانواده دریافت کننده جنین، پدر قانونی کودک است و پدر این
مرد نیز جد پدری قانونی محسوب است لذا این افراد وظیفه اعلام ولادت و اخذ
شناسنامه دارند ولی اگر زوج غایب باشد یا جد پدری غایب بوده یا فوت شده باشد یا
به هر علتی قادر به انجام این تکلیف نباشند یا از اعلام ولادت و اخذ شناسنامه امتناع
کنند، مادر یعنی زنی که نوزاد از او متولد شده موظف به اعلام ولادت و اخذ شناسنامه
خواهد بود. در شناسنامه نام شوهر به عنوان پدر و نام زن به عنوان مادر و نام
خانوادگی شوهر، به عنوان نام خانوادگی کودک درج و شناسنامه صادره به متقاضی
تسلیم می گردد. البته اگر مشخص باشد نوزاد حاصل جنین اهدایی است به نظر می رسد
باید مراتب در اسناد سجلی قید و به امضا متقاضی و مأمور ثبت احوال برسد . ممکن
است به علت مخفی ماندن موضوع حقیقت مشخص نگردد که در این صورت
شناسنامه معمولی صادر و تسلیم خواهد شد ولی مدارک حاکی از ولادت نوزاد باید به
پیوست درخواست گردد.
مبحث پنجم  رابطۀ کودک حاصل از جنین اهدایی با زوجین از
جهت حرمت ازدواج
آن چه در این مبحث مورد بررسی قرار می گیرد این است که آیا کودک حاصل از
جنین اهدایی با زوجین از جهت حرمت ازدواج جزء محارم هستند و نمی توانند با هم
ازدواج کنند یا این که از این جهت با هم بیگانه اند و حق ازدواج با هم دارند. به طور
مثال اگر کودک حاصل از جنین اهدایی دختر باشد، شوهر زن دریافت کننده جنین
می تواند با این دختر ازدواج کند یا خیر؟ و همچنین اگر نوزاد پسر باشد با زنی که او را
به دنیا آورده است حق ازدواج دارد یا خیر؟ علت طرح مسأله این است که نوزاد از نظر
ژنتیکی رابطه ای با زوجین دریافت کننده جنین ندارد و ممکن است این توهم پیش آید
که ا ز محارم نباشند ولی با توجه به مطالب زیر ازدواج بین آنها ممنوع است:
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 131
الف  حرمت ازدواج شوهر با دختر حاصل از جنین اهدایی
شوهر خانواده به دلایل زیر حق ازدواج با دختر حاصل از جنین اهدایی ممنوع
است:
اولاً طبق مستفاد از ماده 3 قانون اهدای جنین مصوب 1382 زوج خانواده
دریافت کننده جنین پدر قانونی طفل است زیرا تکالیف پدر را قانونگذار برای زوج
شناخته است و با قیم یا سرپرست فرزندخوانده قابل مقایسه نیست.
ثانیاً  به فرض که شوهر این خانواده را پدر کودک ندانیم، دختر متولد شده از
همسرش فرزند این زن محسوب می شود زیرا، کودک در رحم وی رشد کرده و از وی
متولد شده است و یا در حکم فرزند رضاعی مشارالیها است با این ترتیب دختر مزبور
ربیبه یعنی دختر همسر آن مرد است لذا ازدواج با ربیبه ممنوع است و ربیبه از جهت
حرمت نکاح همانند دختر خود آن مرد است که شرعاً و قانوناً نمی تواند با او ازدواج
کند. البته همیشه ممنوعیت نکاح با محرمیت اصطلاحی تلازم عقلی ندارد ولی در این
مسأله ربیبه مثل دختر شوهر می شود.
ب  حرمت ازدواج زوجه با پسر حاصل از جنین اهدایی
جای تردیدی نیست که زن حامل از دریافت جنین اهدایی مادر فرزند حاصل از
این جنین است و با این که صاحب تخمک مادر ژنتیکی کودک است، زنی که جنین را
در بدن خود پرورش داده و وضع حمل کرده است نیز مادر کودک محسوب اس ت و
کودک از خون این مادر تغذیه و رشد کرده است بنابراین طبق ضوابط قانونی و شرعی
ازدواج بین آنها ممنوع است و اگر این زن بعداً صاحب فرزند دیگری از هر طریقی
شود، برادر یا خواهر کودک حاصل از جنین اهدایی است و دختر بعدی آن زن، جزء
محارم پسر قبلی است و ازدواج بین آنها ممنوع است و با سایر اقارب زن نیز در
محدوده قانونی و شرعی جزء محارم محسوب و ازدواج با محارم ممنوع است . زیرا
وقتی فرزند رضاعی که طبق ضوابط قانونی و شرعی از شیر زنی به مقدار شرعی در
132 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
سن معین یعنی قبل از دو سالگی تغذیه کرده مانند فرزند طبیعی از محارم آن محسوب
می شود، به طریق اولی، فرزند ناشی از اهدای جنین از محارم زن دریافت کننده و
پرورش دهنده جنین خواهد بود.
مبحث ششم  رابطه بین فرزند حاصل از جنین اهدایی و زوجین
پذیرنده از جهت توارث
در قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب 1382 و آیین نامه اجرایی آن
حکمی در زمینۀ توارث بین فرزند حاصل از جنین و زوجین پذیرنده جنین، وجود
ندارد.
در نظام حقوقی ایران با الهام از حقوق اسلام، طبق ماده 861 ق.م عنوان شده است
که موجبات ارث سبب است و نسب. در ماده 862 این قانون کسانی که بر نسب ارث
ازجمله » : می برند مشخص شده است و در ماده 864 قانون مدنی عنوان شده است
اشخاصی که به موجب سبب ارث می برند هریک از زوجین است که در حین فوت
.« دیگری زنده باشد
مسأله قابل توجه این است که فرزند حاصل از جنین اهدایی از زوجین پذیرنده
جنین، ارث خواهد برد، یا خیر؟ اگر توارث بین آنان وجود دارد، مستند قانونی این نظر
چیست؟ و اگر توارث بین آنان وجود ندارد، فرزند مزبور از چه کسانی ارث می برد؟
اگر عنوان شود که کودک از صاحبان گامت ارث خواهد برد، 1 در پاسخ گفته می شود :
اولاً هویت و مشخصات این افراد مخفی خواهد ماند و کودک قادر به شناسایی آنان
نخواهد بود. ثانیاً به فرض این فرد قادر به شناسایی صاحبان گامت باشد و این افراد نیز
زنده باشند، صاحبان گامت، قصد ایجاد حق برای جنین اهدایی نداشته اند و در واقع
گامت را برای رفع مشکلات خانوادگی افراد نابارور، به آنان اهدا کرده و از امتیاز خود
. 1. سیستانی، پیشین، ص 533 ، منتظری، همان منبع، ج 1، ص 427
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 133
در مورد گامت اهدایی، اعراض کرده اند بنابراین هیچ حق یا تکلیفی در مورد جنین
اهدایی برای خود یا گامت تصور نکرده اند و فرزند حاصل از جنین اهدایی از صاحبان
گامت ارث نخواهد برد. گرچه نظر دیگری هم قابل ابراز است که به آن اشاره شده
است.
با توجه به سابقه تاریخی ارث و توارث و با توجه به این که درصدر اسلام قرارداد
توارث یا عقد موالات وجود داشته و دو نفر توافق می کردند و قرارداد می بستند و
می گفتند خون من خون تو و ذمه من ذمه تو، مال من مال تو است و من ترا کمک
می کنم و ترا یاری می دهم در مقابل تو هم مرا یاری کن و به من کمک کن، من از تو
ارث ببرم و تو در مقابل از من ارث ببری و این قرارداد توأم با سوگند بود و به موجب
این قرارداد متعاهدین از یکدیگر ارث می بردند و در این زمینه در قرآن کریم و در آیه
ولکل جعلنا موالی مما ترک الوالدان و الا قربون والذین » : 33 سوره نساء نیز آمده است
که در این آیه اشاره به عقد موالات شده است و .« عقدت ایمانکم فآتوهم نصیبهم
قراردادهای دیگری نظیر قرارداد ضمان جریزه و امثال آن نیز وجود داشته است بنابراین
می توان گفت ارث با توافق یا با اراده مورث امکان پذیر است و چون در قانون اهدای
جنین مصوب 1382 و آیین نامه اجرایی آن حکم صریحی در این زمینه وجود ندارد،
می توان گفت با پذیرش جنین اهدایی، قصد برقراری توارث وجود دارد و این استنباط
به مصلحت کودک، خانواده و جامعه نزدیک تر است چون با این ترتیب فرزند حاصل
از جنین اهدایی از سرگردانی و مشکلات مالی نجات خواهد یافت و نیاز نیست که به
دنبال صاحبان گامت ناشناس بگردد و با وجود این که در خانواده مرفه یا در خانواده
مطلوب رشد کرده، گرفتار نا امنی اقتصادی شود و از جهت معنوی نیز لطمه ببینید. 1
1. اسدالله، امامی، مطالعه تطبیقی نسب و تغییر جنسیت در حقوق ایران و فرانسه، چاپ 1392 نشر
میزان، جعفری لنگرودی، محمدجعفر، حقوق ارث، گنج دانش سال 1363 ، ص 14 و 15 ؛ مفتاح الکرامه،
. ج 8، ص 5
.
134 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
مبحث هفتم  استفاده از نام خانوادگی رئیس خانواده دریافت کننده
جنین
فرزند حاصل از جنین اهدایی باید علاوه بر نام کوچک طبق ماده 997 قانون مدنی
دارای نام خانودادگی باشد و طبق تبصرة ماده 41 قانون ثبت احوال مصوب 1355 نام
خانوادگی فرزند همان نام خانوادگی پدر خواهد بود. همان طور که گفته شد، زوجین
پذیرنده جنین اهدایی از دیدگاه قانون والدین کودک حاصل از جنین اهدایی هستند
بنابراین نام خانوادگی این فرزند نام خانوادگی زوج خواهد بود و نباید نام خانوادگی
دیگری در شناسنامه صادره درج گردد . برخورداری کودک از نام خانوادگی زوج
خانواده که از نظر قانون پدر این فرزند محسوب است یکی از آثار حقوقی ناشی از
دریافت جنین از طرف خانواده نابارور است و سند ولادت صادره برای کودک مزبور
طبق ماده 999 ق.م سند رسمی محسوب خواهد بود. البته اثبات خلاف مفاد سند ولادت
در صورتی مستلزم ادعای جعل است که مربوط به اعلام و احراز مأمور رس می باشد .
اثبات خلاف اظهاری که به مأمور ثبت احوال، شده نیازی به ادعای جعل ندارد و با
شهادت شهود نیز اثبات می شود.
علاوه بر برخورداری کودک از نام خانوادگی شوهر خانواده پذیرنده جنین، کودک
از نظر اقامتگاه و تابعیت و ولایت نیز از امتیاز یک فرزند حاصل از اسپرم شوهر و
حامله شدن زن از طریق مواقعه یا تلقیح مصنوعی برخوردار خواهد شد و برای
نگاهداری وی و حفاظت از اموال او نیاز به نصب قیم ندارد و به موجب قانون چنین
فرزندی دارای ولی قانونی است که می توان پدر کسی که برای فرزنددار شدن با
موافقت زوجه خود، اقدام به پذیرش جنین اهدایی کرده است به عنوان جد پدری
قانونی بر چنین کودکی ولایت دارد.
حقوق و تکالیف فرزندان ناشی از جنین اهدایی...................................................................... 135
مبحث هشتم  نتیجه گیری و پیشنهادها
موضوع ناباروری زوجین در جامعه ایران یکی از معضلات و مشکلات بسیاری از
این گونه خانواده های عقیم است و گاهی با وجود این که زن و شوهر فوق العاده به هم
علاقه دارند و از زندگی مشترک راضی هستند از نداشتن فرزند نیز رنج می برند و
ممکن است منجربه جدایی زوجین گردد.
علم پزشکی در حال حاضر توسعه فراوانی کرده و این دانش خدمات ارزنده ای به
زنان و مردان نابارور ارایه نموده است که ازجملۀ این خدمات را می توان لقاح مصنوعی
جنین به زنان نابارور در سنین خاص و حامل کردن آنان نام برد.
در کشور ایران همانند بسیاری از کشورهای جهان، مؤسسات درمان ناباروری با
مجوز خاص وزارت بهداشت و درمان تأسیس شده و در این زمینه متخصصان امور
زنان و متخصصان رشته بیولوژی انسانی تلاش دارند تا مشکلات نازایی را حل کرده و
شادی و شادکامی را به زنان و شوهران نابارور برگردانند.
بسیاری از این گونه خانواده ها روش درمان مزبور را بر قبول و پذیرش اطفال بدون
سرپرست به عنوان فرزندخوانده ترجیح می دهند یعنی روش درمان اشاره شده را بر
قبول فرزند خوانده و گرفتن کودک از سازمان بهزیستی و پرورشگاه ها ترجیح می دهند.
با وجود اختلاف نظر درخصوص جواز و حرمت درمان ناباروری از طریق انتقال
جنین آزمایشگاهی به بدن زنان عقیم به علت نیاز مبرم جامعه، قانونی در سال 1382
تحت عنوان قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور به تصویب قوه مقننه رسید و
مورد تأیید شورای نگهبان نیز قرار گرفت و آیین نامه اجرایی آن نیز در سال 1383 به
تصویب هیأت دولت رسیده و مؤسسات پزشکی درمان ناباروری تحت شرایط خاص
قانونی مجاز به دریافت گامت از زوجین اهداکننده شده اند تا با تشکیل جنین از ترکیب
اسپرم با تخمک و آماده سازی جنین و آماده سازی بدن زنان نابارور نسبت ب ه انتقال
جنین به کمک ابزار پزشکی زنان مزبور را بارور نمایند و تا جایی که بررسی شده
136 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
این گونه اقدامات با موفقیت در این مؤسسات صورت می گیرد و خدمت ارزنده ای به
خانواده ها شده و از متلاشی شدن خانواده های عقیم جلوگیری به عمل آمده است.
البته قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور بسیار مختصر و ناقص است که
شاید مصلحت زمان تصویب قانون مزبور در اختصار بوده و اگر قانون به تفصیل حقوق
و تکالیف ناشی از باروری مذکور و آثار حقوقی کامل آن را عنوان می کرد، در قوه مقننه
و یا در شورای نگهبان به اشکال برمی خورد و به تصویب نمی رسید. پیشنهادات اساسی
در این مقاله این است که اولاً در قانون مصوب بازنگری شود تا نواقص و ابهامات آن
مرتفع گردد.
ثانیاً چون آیین نامه نمی تواند قانون گذاری کند، بسیاری از مواردی که در آیین نامه
پیش بینی شده، باید به قانون تبدیل شود. ازجمله این مواد عبارتند از مواد 5 و 6 و 10
آیین نامه مربوط به تکالیف و وظایف مراکز مجاز درمان ناباروری و عدم افشای
اطلاعات مربوط به درمان نازایی و امثال آن که جایگاه مفاد مواد مزبور در قانون است
نه آیین نامه اجرایی قانون مزبور.
ثالثاً حقوق و تکالیف زوجین در برابر فرزند حاصل از جن ین اهدایی و برعکس
بسیار ناقص است و به مصلحت خانواده ها، کودکان ناشی از جنین اهدایی و جامعه
است که تمامی حقوقی والدین و فرزند واقعی برای این گونه موارد در قانون تصریح
گردد تا در عمل خانواده ها و فرزندان مزبور به مشکل برخورد نکنند که به بعضی از
موارد و مصادیق آن در متن مقاله اشاره شده است

منابع و مآخذ:
1. اراکی، محمدعلی، استفتاآت، قم، بی تا
2. امامی، اسداله، مطالعه تطبیقی نسب در حقوق ایران و فرانسه، نشر امیری، چاپ
1349
3. امامی، اسداله، مطالعه تطبیقی نسب و تغییر جنسیت، نشر 1392 ، میزان
4.امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، قم، مؤسسه مطبوعاتی دارالعلم، بی تا
5. آیین نامه اجرایی قانونی نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب 1383
6.جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، وسیط، مبسوط، چاپ گنج
دانش، بی تا
7. حکیم، سدمحسن، منهاج الصالحین، ج 2، چاپ 1980 ، بی جا و بی تا
8 .حر عاملی، محمدبن اسحق، وسایل الشیعه، ج 28 ، چاپ بیروت، بی تا
9. خویی، سیدابوالقاسم، المسائل الشرعیه، ج 2، بی تا و بی جا
10 .رضوی، سیدمحمدحسن، فقه الطب، چاپ بیروت، سال 1323 قمری
11 .روحانی، مجله انتقال جنین وگامت در درمان ناباروری، چاپ 1385 ، سمت
12 . سیستانی، سیدعلی، المسائل المنتخبه، دفتر انتشارات اسلامی، قم 1379 ، ج 1
13 . صانعی، استفتاآت پزشکی، قم نشر میثم، 1376
14 . صفائی، حسین؛ امامی، اسداله؛ حقوق خانواده، جلد دوم، نشر دانشگاه تهران،
چاپ چهارم، سال 1386
15 .قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب 1382
16 .قرآن کریم
17 .قانون مدنی فرانسه 2009 میلادی
18 . منتظری، احکام پزشکی، ج 1، قم، بی تا
19 . موسوی اردبیلی، مجله اهدای گامت، چاپ سمت، سال 1385
138 .............................تحقیقات حقوقی آزاد، سال پنجم، شماره ی هجدهم، زمستان 1391
20 . نجفی، جواهر ج 41 ، چاپ کتابفروشی اسلامیه، سال 13