نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی

نویسندگان

چکیده

پژوهش حاضر با عنوان نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی، جنبه‌های اخلاقی تقصیرکه ‌یکی از مبانی مهم مسئولیت مدنی محسوب می‌شود و جبران خسارت ناشی از آن را به تصویر می‌کشاند. بدیهی است تحقیق و بررسی پیرامون موضوع‌یاد شده مستلزم شناسایی اخلاق می‌باشد. در‌این راستا با شناخت اخلاق و فلسفه آن و با نگرشی بر نظریه‌های اخلاقی، تاثیر آن بر نظریه‌های مسئولیت مدنی مورد سنجش قرار می‌گیرد.
پس از معرفی اخلاق، تقصیر و نقش اخلاق در آن مورد مطالعه قرار می‌گیرد. مبانی نظریه تقصیر پیوند عمیقی با اخلاق دارد چرا که حسن نیت و سوء نیت فاعل در جبران خسارت نقش به سزایی دارد.در تحولاتی که در نظریه تقصیر رخ داده است و منجر به پیدایش نظریه جدید تقصیر شده است، نیز گرچه مفاهیم اجتماعی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و معیارهای اخلاقی نقد شده‌اند، اما مداقه در نظریه‌یاد شده فحوای اخلاقی آن را نشان می‌دهد. مطالعه انواع تقسیمات تقصیر نیز به عمدی و غیر عمدی، شخصی و نوعی، ملاحظات اخلاقی را در‌این راستا به تصویر می‌کشاند. علاوه بر آن با بررسی نقش اخلاق درجبران خسارت در کنار مطالعه شرط عدم مسئولیت، از زاویه جدیدی وجهه اخلاقی راهکارهای قانون گذار در قانون مسئولیت مدنی در خصوص جبران خسارت مورد بررسی قرار می‌گیرد.
در نهایت به عنوان نتیجه کلی می‌توان گفت،حقوق مسئولیت مدنی، نه تنها با اهداف اخلاقی هم سو می‌باشد، بلکه در بسیاری از موارد در اعتلای سطح اخلاق در تلاش می‌باشد و ریشه‌های اخلاقی در اصول ونظریات و قوانین بررسی شده به وضوح به چشم می‌خورد.

کلیدواژه‌ها


نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 1
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی
سارا غفاری*
جمشید نور شرق**
چکیده
پژوهش حاضر با عنوان نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی، جنبه های اخلاقی تقصیرکه یکی از مبانی
مهم مسئولیت مدنی محسوب می شود و جبران خسارت ناشی از آن را به تصویر می کشاند. بدیهی است تحقیق
و بررسی پیرامون موضوع یاد شده مستلزم شناسایی اخلاق می باشد. در این راستا با شناخت اخلاق و فلسفه آن
و با نگرشی بر نظریه های اخلاقی، تاثیر آن بر نظریه های مسئولیت مدنی مورد سنجش قرار می گیرد.
پس از معرفی اخلاق، تقصیر و نقش اخلاق در آن مورد مطالعه قرار می گیرد . مبانی نظریه تقصیر پیوند
عمیقی با اخلاق دارد چرا که حسن نیت و سوء نیت فاعل در جبران خسارت نقش به سزایی دارد.در تحولاتی
که در نظریه تقصیر رخ داده است و منجر به پیدایش نظریه جدید تقصیر شده است، نیز گرچه مفاهیم اجتماعی
بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و معیارهای اخلاقی نقد شده اند، اما مداقه در نظریه یاد شده فحوای اخلاقی
آن را نشان می دهد. مطالعه انواع تقسیمات تقصیر نیز به عمدی و غیر عمدی، شخصی و نوعی، ملاحظات
اخلاقی را در این راستا به تصویر می کشاند. علاوه بر آن با بررسی نقش اخلاق درجبران خسارت در کنار
مطالعه شرط عدم مسئولیت، از زاویه جدیدی وجهه اخلاقی راهکارهای قانون گذار در قانون مسئولیت مدنی
در خصوص جبران خسارت مورد بررسی قرار می گیرد.
در نهایت به عنوان نتیجه کلی می توان گفت،حقوق مسئولیت مدنی، نه تنها با اهداف اخلاقی هم سو
می باشد، بلکه در بسیاری از موارد در اعتلای سطح اخلاق در تلاش می باشد و ریشه های اخلاقی در اصول
ونظریات و قوانین بررسی شده به وضوح به چشم می خورد.
واژگان کلیدی: اخلاق، تقصیر، سوء نیت، حسن نیت، خسارت معنوی
مقدمه
* دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
** استادیار دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 2
اخلاق با باورها و ارزشها و آرمانها ی مردم گره خورده است و عرف برای آن قداست خاصی قایل می باشد
و حقوق از جمله حقوق مسئولیت مدنی که در خدمت مردم و اجتماع می باشد، نمی تواند اخلاق را بی اهمیت
انگارد، زیرا در غیر این صورت از ضمانت اجرای کافی برخوردار نخواهد بود.
پژوهش حاضر نیز با این سوال اساسی که ایا اخلاق در جهت دادن به حقوق مسئولیت مدنی ایفای نقش
می کند، با توجه به اهمیت بنیادین نقش تقصیر در حقوق مسئولیت مدنی، چهره اخلاقی آن را به تصویر
می کشد و علاوه بر بررسی تقسیمات مختلف آن، مبانی اخلاقی اش را نیز مورد بررسی قرار می دهد و با
توجه به اینکه اخلاق بسیار بسیط و وسیع می باشد و از زوایای مختلف قابل بحث و بررسی است که تا کنون
به بسیاری از جنبه های آن توجهی نشده است، در کنار بررسی حسن نیت و سوء نیت مقصر، برخی از
جنبه های اخلاقی تقصیر که مکتوم مانده است را نیز مورد مطالعه قرار می گیرد.
جبران خسارت نیز مهم ترین رسالت حقوق مسئولیت مدنی محسوب می شود و مسئولیت مدنی خواه در
چهره عمومی اش که بر مبنای تقصیر استوار می باشد و خواه در موارد استثنایی که محض و مطلق می باشد، در
صدد جبران خسارت می باشد. بدیهی است در صورتی که زیان زننده در ارتکاب فعل خود عمد داشته باشد،
قانون گذار تدابیر محکم تری را در نظر گرفته است و با هیچ شرطی فاعل با سوء نیت نمی تواند از مسئولیت
رهایی یابد، چرا که عمل توام با سوء نیت برخلاف اخلاق مقبول اجتماعی می باشد.
علاوه بر این فحوای راهکارهایی که قانون گذار در نظر گرفته است در راستای برقراری عدالت اجتماعی و
مقبولیت عرفی قوانین، در خصوص جبران خسارت نیز در بسیاری از موارد به دور از اخلاق نمی باشد، چنان
که علاوه بر جبران مالی در قانون مسئولیت مدنی، راه هایی اخلاقی برای جبران خسارت زیان دیده پیش بینی
شده است.
با مقدمات فوق، گرچه نقش اخلاق در سایر مبانی و اصول حقوق مسئولیت مدنی قابل بحث و بررسی
می باشد اما با توجه به اهمیت عنصر تقصیر و اخلاق مداری آن، چارچوب کلی پژوهش بر مبنای سنجش
اخلاق در تقصیر و جبران خسارت ناشی از آن استکه مشتمل بر سه مبحث می باشد، مبحث اول به معرفی
اخلاق و فلسفه آن که مرتبط با مسایل حقوقی مطروحه در مباحث بعد می باشد می پردازد و همچنین نقش
نظریه های اخلاقی را در جهت دهی به نظریات مسئولیت مدنی بیان می دارد. مبحث دوم طی دو گفتار و چندین
بند، به شناسایی تقصیر و معرفی برخی از اقسام آن می پردازد و نقش اخلاق را در آنها مورد بررسی قرار
می دهد. مبحث سوم نیز با عنوان نقش اخلاق در جبران خسارت ناشی از تقصیر، شرط عدم مسئولیت و جبران
خسارت ضرر معنوی را مورد مطالعه قرار می دهد.
مبحث اول: شناسایی اخلاق
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 3
گفتار اول: معنای اخلاق
واژه ی اخلاق جمع خلق است. آدمی موجودی مرکب از جسم مادی و نفس مجرد است . ویژگی های
جسمی انسان "خَلق" و ویژگی های روحی و نفسانی او "خُلق" نامیده می شود. در یک بیان می توان گفت خَلق
صورت ظاهری انسان و خُلق سیرت باطن انسان است. اوصاف حسن و قبیح و ثواب و عتاب به اوصا ف
صورت باطنی تعلق دارد و این مورد در احادیث بسیاری تکرار شده است. اتصاف اخلاق و خلق به حسن
(نیک) قبح (بد) نشان دهنده آن است که اخلاق به لحاظ لغوی متضمن هیچ گونه بار ارزشی مثبت ی ا منفی
نیست، اما در کاربرد عرفی تنها اشاره به رفتارها و ویژگی های نیکو و پسندیده دارد.
در معنای اصطلاحی اخلاق عبارت است از"حالتی که در نفس رسوخ یافته و از آن حالت یا ملکه افعال به
سهولت و آسانی صادر می شود و نیازی به فکر و تدبیر ندارد. " 1
-1 غزالی، ابوحامد محمد، احیاء علم الدین، دارالحیاء التراث العربی، 1421 ه. ق، جلد سوم، جزء 8، ص 10
"خلق عباره عن هیئه فی النفس راسخه،عنها، تصور الافعال سهوله و یسر من غیر حاجه الی فکر و رویه"
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 4
در تعریفی دیگر،" اخلاق عبارت است از مطالعه ی فضایل که جزو محسنات رفتار محسوب می شود." 2
"علم اخلاق از شناخت هنجارها و قواعد دستوری اخلاق گفتگو می کند و اینکه بدانیم چه کرداری نیک و
درست و پسندیده است و چه رفتاری زشت و ناپسند و نادرست است به علم اخلاق بستگی دارد. " 3
"علمی است، به آنکه نفس انسانی چگونه خلقی است، اکتساب تواند کرد که جملگی احوال و افعالی که
به اراده از او صادر می شود جمیل و محمود باشد." 4
گفتار دوم: فلسفه اخلاق
به طور کلی فلسفه اخلاق در جست وجوی پاسخ به دو پرسش اصلی است: اول آنکه مفاهیم اخلاقی مانند
خوب و بد بر پایه کدام اصول کلی قرار می گیرد؟ دوم آنکه معنای دقیق آنها چیست؟ 5
بر اساس یک تقسیم بندی کلی که به فلاسفه یونان می رسد، علوم بشری به دو شاخه حکمت نظری و عملی
تقسیم می شود. حکمت نظری عبارت است از علم به حقایق اشیاء آن چنان که هست. موضوع حکمت نظری
اشیایی است که وجودشان از حوزه قدرت و اختیار آدمی بیرون ولی موضوع حکمت عملی اشیایی است که
وجودشان وابسته به اراده و اختیار انسان است، بنابراین حکمت عملی دربرگیرنده دانش هایی است که درباره
افعال اختیاری انسان و اینکه کدام عمل شایسته تحقق و کدام سزاوار ترک است سخن می گوید.
با توجه به تقسیم معروف بشری به حکمت عملی و نظری عقل نیز که در راس قوای مدرکه انسان است، به
عقل نظری و عملی تقسیم می شود. عقل نظری شناخت امور دانستنی را که ارتباط مستقیمی با عمل ندارد به
عهده دارد و عقل عملی شناخت امور بایسته و نبایسته را که مستقیما به حوزه عمل انسان مربوط می شود.
کانت در خصوص عقل عملی قایل به این نظر است که منظور از عملی هر چیزی است که از طریق آزادی
ممکن باشد،اراده ای که نتواند جز از طریق امیال شهوانی، یعنی به گونه ای آسیب شناختی، واداشته شود،
اراده ای صرفا حیوانی ست، اما اراده ای که بتواند مستقل از امیال شهوا نی و از طریق انگیزه ها یی که تنها
نمایانگر عقل است، عمل کند اختیار نامیده می شود و هر چیزی که وابسته به این اراده باشد، چه به عنوان مبنا ی ا
به عنوان نتیجه آن، موسوم به عملی است.
مبنای فلسفه اخلاق کانت اراده آزاد یا آزادی است. اندیشه آزادی به معنی خود سامانی کامل و بدون قید و
شرط نیست بلکه بیشتر به معنی خود قانون گذاری مطابق با قانون عام است.کانت با طرح نگرش فلسفی خاص
-1 ارسطو، اخلاق نیکوماخس، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران 1381 ، جلد اول، ص 15
-2 حایری یزدی، کاوش های عقل عملی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1361 ، ص 11
-3 طوسی، محمدبن نصیرالدین، اخلاق ناصری، انتشارات خوارزمی، 1373 ،تصحیح:مینویی مجتبی، ص 48
16- -4 سالیوان، راجر، اخلاق در فلسفه کانت، چاپ اول، انتشارات طرح نو، 1380 ، مترجم: فولادوند عزت الله، صص 15
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 5
نسبت به انسان که در آن آزادی، سرنوشت انسان را تعیین می کند، نمی تواند نسبت به مسئله مسئولیت بی
تفاوت باشد. در واقع چون قانون اخلاق نسبت شناختی آزادی است و آزادی نسبت وجودی قانون اخلاقی
است و شناسایی و تصور قانون اخلاقی مقدم بر آزادی است و وجود آزادی و اختیار نیز مقدم بر قانون
اخلاقی است، انسان مستقیما در وجدان خویش احساس وظیفه می کند و خویشتن را مختار می داند. به این دلیل
باید، هم در برابر خویشتن و هم در مقابل دیگران نسبت به اعمال و نیاتش پاسخگو باشد و مسئولیت را به
عنوان توانایی قانونگذاری عقلش تجربه کند. به عبارت دیگر مسئولیت نتیجه مستقیم آزادی است. 6
گفتار سوم : نقش نظریه های اخلاقی در جهت دهی به نظریات مسئولیت مدنی 7
از دیدگاه علیت محض، همه چیز در دنیا مقرر و ثابت است و به این ترتیب آزادی به نحوی اجتناب ناپذیر
باید محذوفه تلقی شود. هیچ چیز در طبیعت رخ نمی دهد مگر اینکه علت کافی با آن همراه باشد. حتی اعمالی
که از انسان سر می زنند، همانند پدیده های طبیعی، از این منظر ضرورتا ثابت و معین هستند. در نتیجه تحت ای ن
رابطه قضاوت هایی که در مورد رفتار اشخاص می شود بی معنی است، کما اینکه تمجید و ستایش مردم به
جهت اعمالی که از آنان سر می زند معنی و مفهوم ندارد، زیرا در حقیقت این فرد نیست که عمل می کند ، بلکه
طبیعت است که عامل اصلی است و آدمی چیزی جز آلت ساده ای از ضرورت طبیعی نیست. 8
اما بیشتر فلاسفه و دانشمندان علم اخلاق این نظر را نپذیرفته اند و معتقدند که رفتار و عملکرد انسان ی ا از
نظر اخلاق قابل ستایش است و یا قابل سرزنش.کل اعمال ما، تا وقتی که آنها را به چشم پدیده های
طبیعت، یعنی در معنای مادی می نگریم، ضرورتا باید واقع شوند و قاب سرزنش و ارزیابی نمی باشند. بر عکس
همین که آنها را به ذات ذی شعور انسان اسناد می دهیم مساله سنجش و ارزیابی معنی پیدا می کند.
بر این اساس در خصوص مسئولیت اخلاقی انسان در فلسفه اخلاق دو دیدگاه عمده وجود دارد:
از منظر دیدگاه اول انسان زمانی از نظر اخلاقی مسئول است که با توجه به رفتار، منش و ویژگی های
شخصی اش استحقاق آن را داشته باشد. دیدگاه یاد شده گذشته نگر است و تنها موجوداتی را از نظر اخلاقی
مسئول می داند که قدرت تصمیم گیری داشته باشند و خصلت و رفتارشان ارادی باشد. عملی ارادی است که
دارای دو ویژگی باشد : اول آنکه به اختیار صورت گرفته باشد، دوم آنکه ناشی از اشتباه و جهل نباشد. چنین
نگرشی در فلسفه اخلاق به اخلاق وظیفه گرا معروف است.
-1 محمد رضایی، محمد، تبیین و نقد فلسفه اخلاق کانت، چاپ اول، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1379 ، صص 214 و 215
-2 در خصوص انعکاس نظرات مختلف اخلاقی در مقررات حقوقی ر.ک به :قاری، سید محمد،" نظریات اخلاقی در ایینه حقوق "، فصلنامه علمی –
38- پژوهشی دانشگاه مفید، بهار 1381 ، سال هشتم، شماره 29 صص 23
-3 دل.وکیو، جورجو، فلسفه حقوق، چاپ اول، نشر میزان، 1380 ،مترجم : واحدی جواد، ص 239
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 6
از منظر دیدگاه دوم، انسان هنگامی از نظر اخلاقی مسئول شناخته می شود که چنین امری منجر به تغییر در
وی یا رفتارش شود و بر این امر نتیجه ای مترتب باشد. این دیدگاه آینده نگر است و همواره این پرسش را طرح
می کند که سرزنش انسان در آینده چه فایده ای دارد؟
بخش عمده ای از نظریات مسئولیت مدنی از این دو دیدگاه الهام گرفته شده است. عده ای گذشته نگر بوده و
وارد کننده زیان را به دلیل این که در گذشته رفتار ناشایست و زیان باری را مرتکب شده است مسئول می دانند
و زیاندیده را هم به این دلیل که حقوق و منافع اخلاقی وی نقض شده است، مستحق جبران خسارت می دانند.
اما عده ای دیگر به اینده می نگرند و معتقدند در مسئولیت مدنی مسئله استحقاق مطرح نمی باشد، بلکه علت
وجودی مسئولیت مدنی را باید در پیامدهای آن برای جامعه و بر آورده ساختن اهداف مطلوب و کار آمد از
پیش تعیین شده جست و جو کرد. لذا در صورتی که چنین پیامد هایی نداشته باشد باید برچیده شود.
مبحث دوم: نظریه تقصیر
گفتار اول: مفاد نظریه تقصیر
بند اول: تعریف و مفهوم تقصیر
در یکی از تعاریف، تقصیر به رفتاری گفته می شود که از نظر اخلاقی نکوهش پذیر باشد. 9
در زبان عرفی و محاوره مردم نیز، تقصیر عبارت است از رفتاری نامناسب و قابل نکوهش، گناهی که از
انسان اخلاقی و محتاط سر نمی زند و به همین جهت نیز ضمان آور است.
ماده ی 953 قانون مدنی نیز بیان می دارد: "تقصیر اعم است از تعدی یا تفریط"
در تقریر سنتی تقصیر، معیار تشخیص مسئولیت ذهنی، روانی، شخصی و درون ذاتی است . قصد، حسن
نیت و سوء نیت زیان زننده حایز اهمیت است. ارتکاب تقصیر از سوی وارد کننده خسارت، با معیار های
شخصی سنجیده می شود. ارتکاب این نوع تقصیر، ملاک مسئولیت برای پرداخت خسارت است و کسی که
تقصیر ندارد قابل مواخذه و بازداشت نمی باشد.
اما از آنجا که اجرای نظریه ی سنتی تقصیر در عمل با مشکلاتی همراه بوده است و با توجه به مقتضیات
اجتماعی و شکل گیری نهاد های جدید قادر نبوده جوابگوی نیاز های اجتماعی به طور کامل باشد و
نارسایی هایی داشته، از جمله آنکه اثبات تقصیر برای زیاندیده بسیار مشکل بوده است و موجب می شد که به
دلیل عدم امکان ارایه ی دلیل قانع کننده مبنی بر تقصیر وارد کننده زیان حقشان ضایع شود، به همین دلیل
٩- Stark, Boris, Obligation, Paris, ١٩٧٢, No. ٢٧٠ -٢٧١
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 7
نظریه تقصیر جدید شکل گرفت که در آن جهت رعایت عدالت بیشتر به شیوه هایی متوسل شده اند . از جمله
آنکه مسئولیت قراردادی گسترش پیدا کرد و یا این که از امارات تقصیر استفاده شد و از ای ن روی کارفرما
متضمن سلامت کارگر شد و یا این که متصدی حمل و نقل کالا و مسافر، تضمین رسیدن به مقصد بدون ورود
ضرر به آنها را داده است و یا این که مهندس ناظر ساختمان متعهد مقاومت ساختمان می باشد.
بند دوم: انواع تقصیر
فارغ از تعریف، تقصیر از جهات مختلف قابل تقسیم می باشد. از جهتی در حقوق قدیم فرانسه، بر اساس
حقوق رم، تقصیر را بر حسب شدت و ضعف درجه بندی می کردند، اولا بین فعل عمدی و غیر عمدی فرق
می گذاردند و ثانیا تقصیر غیر عمدی را به سه گونه تقسیم می کردند : تقصیر سنگین، تقصیر سبک و تقصیر
خیلی سبک اضرار عمدی، همراه با سوءنیت می باشد و در واقع در آن قصد نتیجه و اراده ایجاد زیان وجود
دارد. تقصیر سنگین تقصیری است که مظهر عدم مهارت با غفلت شدید در حدی شگفت است. در ای ن تقصیر
نه قصد اضرار است و نه سوء نیت، ولی آنچنان بی مبالاتی وجود دارد که گویی کار عمدا انجام شده است . 10
تقصیر سبک تقصیری است که شخص با احتیاط متوسط مرتکب آن نمی شود و تقصیر خیلی سبک تقصیری
است که شخص بسیار محتاط و آگاه مرتکب آن نمی شود. 11
در حقوق برخی از کشورها نظیر آلمان نیز فعل شخصی به طور کلی به دو نوع تقسیم می شود : عمدی و
تقصیری، در این تقسیم بندی نیز، فعل عمدی فعلی است که شخص با سوء نیت و به قصد اضرار به غیر، با
ارتکاب اعمال مادی ارادی موجب آسیب و ضرر به دیگری می شود. مرتکب باید علاوه بر قصد ضرر به
دیگری سوء نیت داشته باشد. فعل غیر عمدی فعلی است که فاعل بدون قصد ضرر و زیان به دیگری آن را
انجام می دهد اعم از اینکه آن را آگاهانه یا بدون آگاهی انجام دهد و بر دو نوع است : توام با تقصیر و بدون
تقصیر، اگر فاعل فعلی را بدون دقت یا با بی توجهی انجام دهد، مقصر و در غیر ای ن صورت بدون تقصیر
محسوب می شود. 12
از سوی دیگر نیز تقصیر به شخصی و نوعی نیز قابل تقسیم است، بر اساس معیار شخصی یا ذاتی 13 که در
تقصیر کیفری ملاک محسوب می شود، برای تمیز تقصیر به حالت عادی و متعارف خود شخص توجه می شود
نه ذات و نفس تجاوز، بلکه وجدان شخص مقصر است که کاری را خلاف عرف و عادت می بیند و ناپسند
می شمارد. بنابراین هر اندازه درجه آگاهی و تمیز شخص بیشتر باشد لغزش ها ی کوچک او تقصیر محسوب
می شود برعکس همان اعمال نسبت به یک شخص معمولی یا پایین تر از او تقصیر به شمار ن می رود. چنانکه
10- Carbonnier, Les obligations, Paris, Press Universitaires de France, ١٩٩۶, p. ٢٨٨
-2 صفایی سید حسین و رحیمی حبیب الله، مسئولیت مدنی (الزامات خارج از قرارداد)، چاپ دوم، سمت، 1390 ، ص 160
-1 عباسلو، بختیار، مسئولیت مدنی (با نگرش تطبیقی)، چاپ اول، میزان، 1390 ، ص 40
١٣- Subjectif
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 8
برخی از حقوقدانان 14 گفته اند در مقیاس شخصی به تجاوز از زاویه شخص متجاوز نگاه می شود، چنان که
برای مقصر شناخته شدن یک شخص عای و متعارف باید تقصیر او نیز به همان اندازه باشد.
بر اساس معیار نوعی که در تقصیر مدنی ملاک قرار می گیرد، شخص متعارفی در نظر گرفته می شود که نه
بسیار محتاط است و نه بسیار مهمل، بلکه یک شخص محتاط و متعارف می باشد که به عنوان الگو در نظر
گرفته می شود. در حقوق رم به چنین شخصی پدر خوب 15 خانواده گفته می شد. مطابق این معیار انسان زمانی
مقصر قلمداد می شود که رفتار یک انسان متعارف را به کار نبندد. بر این اساس، رفتار فاعل زیان با رفتار یک
انسان متعارف سنجیده می شود و بر این مبنا باید افراد خودشان را به حدی از آگاهی و تمیز برسانند که،
متعارف آنها، دارای آن آگاهی و تمیز است، هر چه از این حد بگذرند وتمیزبالاتری را کسب کنند بهتر و اگر
از این حد اعتدال تنزل کنند، نقصان وکمبودی برای آنان است. 16
گفتار دوم : نقش اخلاق در تقصیر
بند اول: مبانی اخلاقی تقصیر
نظریه تقصیر، پیوند عمیقی با اخلاق و مسئولیت اخلاقی دارد و به عقیده برخی از حقوق دانان وسیله ای
فنی برای تضمین مسئولیت اخلاقی می باشد زیرا الزام شخص مقصر به جبران خسارت، از ارزش ها و
آرمان های دیرینه اخلاقی و انسانی است و به همین دلیل هم تا زمانی که تقصیر به اثبات نرسیده است و
شخص مقصر مشخص نشده است، کامیاب نگشتن زیاندیده در انجام ای ن کار نشانه آن است که دست
سرنوشت و قوه قاهره این زیان را برای او به بار آورده است. 17
ضابطه ی" پندار نیک " 18 یا "رفتار شخص محتاط " 19 ضابطه و معیاری بود که در حقوق روم برای
تشخیص تقصیر و عدم تقصیر به عنوان مبنای مسئولیت در ضمان قهری به کار می رفت. ضابطه رفتار شخص
محتاط بود. یعنی اقتضای پندار نیک (حسن نیت) 20 این است که رفتار هر کسی از روی عدل و انصاف بوده و
مراقب باشد که اقدام و رفتار زیانباری بر علیه دیگران نداشته باشد، در غیر این صورت مرتکب تقصیر شده
است. به عبارت دیگر این گونه رفتار با قواعد پندار نیک و با عنوان مراقبت و مواظبت شخص محتاط برابر
خواهد بود. پندار نیک با هر نوع خدعه، تقلب، اجبار، تهدید و خیانت منافات دارد.
-3 السنهوری، احمد عبدالرزاق، الوسیط فی شرح القانون المدنی الجدید، قاهره، بی جا، جلد اول، دارالنهضه العربیه، 1424 ، ص 779
15- Tunc Andre and Salle, International Encyclopedia of comparative Law, Vol XI(٢-٢٠), ١٩٨٩, P.١۴
-2 السنهوری، احمد عبدالرزاق، پیشین، ص 782
-3 درودیان، حسن علی، حقوق مدنی 4، انتشارات حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، 1377 ، ص 22
18-Bona Fides
19-Diligentia
-3 جوان، موسی، مبانی حقوق، چاپ رنگین، 1326 ، جلد اول، صص 249 و 250
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 9
بدیهی است که حسن نیت و پندار نیک از محورهای اصلی و کلان قواعد اخلاقی محسوب می شود و پر
واضح است که حقوق روم در خصوص ضابطه تمییز و تشخیص تقصیر تا اندازه زیادی تحت تاثیر اخلاقیات
بوده است.
به عقیده طرفداران نظریه تقصیر، اخلاق حکم می کند که هر کس ضامن خطای خود باشد و چگونه می توان
کسی را که به کار مشروعی دست زده است و جانب احتیاط را نیز مراعات کرده است به نام عدالت یا انصاف
مسئول خساراتی شناخت که از فعالیت او به دیگران وارد شده است و زیانی که از چنین حادثه ای به بار
می آید ناشی از حادثه است و هیچ کس را نمی توان سرزنش کرد. به عبارت دیگر این اعتقاد وجود دارد که از
نظر اخلاقی صحیح نیست که صرف ایجاد خطر مسئولیت آفرین باشد و الا پذیرفته شدگان در کنکور و
برندگان مناقصه یا مزایده یا مسابقات علمی باید مسئول ضررو زیان وارده به دیگران باشند.
همچنین طرفداران این نظریه، با استناد به آثار مسئولیت اخلاقی در دین مسیح و از جمله این که شرط جبران
خطای اخلاقی علاوه بر پشیمانی و جبران معنوی، جبران مادی خسارات احتمالی مترتب بر گناه می باشد،
معتقدند که مبنای مسئولیت مدنی چیزی غیر از مبنای مسئولیت اخلاقی، یعنی ارتکاب عمل سرزنش آمیز و
ایراد ضرر ناروا و غیر عادلانه به دیگری نیست . این نظریه خود مبتنی بر رویکردی است که در باب مناسبات
اخلاق و حقوق مسئولیت مدنی، مسئولیت مدنی را ضامن اجرای مسئولیت اخلاقی می داند.
آنچه در این نظریه حایز اهمیت است ، این است که، در ایجاد مسئولیت برای افراد درون و ذات انسان
مطمح نظر قرار داده می شود و معیار تشخیص مسئولیت قصد نیک و بد می باشد. اگر قصد زیان ز ننده سوء
بوده باشد، می توان او را مسئول شناخت و اگر قصد نیکی داشته است، نباید مسئولیتی برای وی قایل شد.
ریپر می گوید: "انسان باید فعال باشد، هر فعالیت خود به خود برای او و دیگران ایجاد خطر می کند، لیکن
اهمیتی ندارد، زیرا کار و جنبش قانون انسان است. ولی انسان نبایستی نا شایسته رفتار کند و زمانی ناشایسته
عمل می کند که برای دیگری زیانی به بار آورده باشد که می توانسته پیش بینی کند، از آن بپرهیزد ی ا از آن
بکاهد. پس باید گفت چون بد کرده است باید آن را جبران کند. 21
پراسر، استاد آمریکایی، نیز می نویسد:"...همراه با پرورش وجدان اخلاقی در جامعه، این تمایل عمو می نیز
به وجود آمد که مسئولیت حقوقی باید نتیجه رفتاری باشد که از یک همشهری خوب انتظار نمی رود. این تمایل
به انداز های شدید بود که نویسندگان را بر آن داشت تا نظریه مسئولیت را بر این اصل پایه گذاری کنند که هیچ
مسئولیتی نباید بی تقصیر ایجاد شود." 22
-1 ریپر، قاعده اخلاقی در تعهدات مدنی، ش 121 (به نقل از کاتوزیان، ناصر، الزام های خارج از قرارداد (مسئولیت مدنی)، چاپ هشتم، انتشارات
( دانشگاه تهران، 1387 ، جلد اول، ص 172
( -1 ایمز، حقوق و اخلاق، مجله دانشکده حقوق دانشکده هاروارد، 1908 ، ش 22 ، ص 97 (به نقل از کاتوزیان، ناصر، پیشین،ص 173
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 10
بنا بر آنچه گفته شد و جملگی حقوق دانان راجع به آن اتفاق نظر دارند، در تقریر سنتی تقصیر بی شک
مهم ترین مبنا اخلاق بوده است و معیار های شخصی و درون ذاتی اساس کار قرار داشته است وجهت جبران
خسارت زیان دیده در خصوص زیان زننده، تقصیر وی مورد توجه قرار می گرفت که این امر ملازمه مستقیم با
تاثیر فرامین اخلاقی داشته است.
اما چنان که پیشتر نیز اشاره شد بنا بر اقتضائات اجتماعی، از اواخر سده نوزدهم و با شکوفا شدن انقلاب
صنعتی، نظریه جدید تقصیر شکل گرفت که در آن مفاهیم جدیدی از جمله در ن ظر گرفتن اماره تقصیر و
گسترش مسئولیت قراردادی وجود داشت. از این روی بسیاری از حقوقدانان قایل به این نظر می باشند که ای ن
نظریه مفاهیم اجتماعی را جانشین مفاهیم اخلاقی کرده است و آنچه مبنا قرار می گیرد صرف نظر از اوضاع
روحی و حسن نیت و سوءنیت افراد، رفتار انسان متعارف است و با چنین تعبیری حفظ عدالت که مهم ترین
هدف حقوق است محقق می شود و رعایت عدالت اجتماعی بر ضرورتهای اخلاقی بایستی مقدم باشد.
بنابر این به نظر می آید، آنچه در نظریه جدید تقصیر مبنا و اساس می باشد، مفاهیم اجتماعی است که جدای
از مفاهیم اخلاقی می باشد، البته این نظریه که اکثر حقوق دانان با آن موافق می باشند جای تامل دارد، چرا که
مفاهیم اخلاقی بسیار وسیعتر و گسترده تر از آن است که تنها حسن نیت و سوء نیت را در برگیرد. مفاهیم ی اد
شده تنها مصادیقی از اخلاق می باشند که گرچه در نظریه جدید تقصیر نقش آنها کمرنگ شده است اما ای ن
هرگز به معنای نفی کل اخلاق نمی باشد چرا که حتی حقوق دانانی که با فکر عدالت خواهی و در اندیشه
جایگزینی مفاهیم اجتماعی و نقد معیارهای اخلاقی، نظریه جدید تقصیر را شکل دادند، به این مس أله ی ظریف
توجه نداشته اند که در فحوای ساز و کا رهای جدیدی که شکل داده اند از جمله تضمین سلامت کارگر توسط
کارفرما، مفاهیم ژرف اخلاقی نهفته است.
در توضیح باید گفت که به عنوان مثال کارفرما گرچه سوء نیتی نداشته است، اما اخلاق از منظری دیگر به
او حکم می کند که حفظ سلامت کارگر بسیار مهم تر از نیت وقصد کارفرما می باشد بنابراین در صورتی که
کارگری در حین کار مواجه با مشکلاتی شود که جان وی در خطر قرار گیرد و سلامت او با مخاطره مواجه
شود، حتی در صورتی که کارفرما مرتکب تقصیری نشده باشد و حادثه در اثر کار و حوادث غیر قابل پیش
بینی رخ دهد، اخلاق از زاویه دیگر حکم می کند که کارگری که بی گناه است و در اثر کار مورد آسیب واقع
شده است، می بایست تمهیداتی جهت حمایت خود داشته باشد. باچنین نگرشی خواهیم دید که گرچه در
نظریه جدید تقصیر اخلاق در معنای گذشته خود کمتر وجود دارد اما شاهد چهره جدیدی از اخلاق می باشیم،
که بسیاری از مناسبت ها و ارزش ها و اقتضائات اجتماعی را شکل داده است.
در واقع حتی آنچه را که صاحب نظران در خصوص مبنای نظریه جدید نیاز ها و مسائل اجتماعی قلمداد
کرده اند، نیز ریشه در اخلاق دارد، چرا که عرف نمی تواند بی توجه به اخلاق باشد و شکل گیری هنج ارهای
صحیح اجتماعی همواره با توجه به مسائل اخلاقی بوده است.
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 11
تاریخ حقوق آمریکا نشان می دهد که دادگاه ها کوشیده اند تا مسئولیت سازندگان و فروشندگان کالاهای
خطرناک و به ویژه ارزاق را به قرارداد و تضمین آنان منسوب کنند و مصرف کننده را از اثبات تقصیر صاحبان
کارخانه های بزرگ بی نیاز سازند، که در این خصوص نیز گرچه تقصیر نیازی به اثبات ندارد، اما در نظر گرفتن
چنین تمهیداتی به جهت حمایت از مصرف کننده می باشد و پشتیبانی از مصرف کنندگان که در برابر دارندگان
کارخانه های بزرگ قدرتی ندارند و امکان تضییع حقوقشان و مورد ظلم واقع شدنشان بیشتر می باشد، پر واضح
است که رنگ و بوی اخلاقی دارد.
در واقع در این مورد و در موارد مشابه گرچه اثبات سوء نیت و تقصیر مرتکب و زیان زننده بوده است
محقق نمی شود، اما این امر به دلیل هدف کلان و اساسی اخلاق که حمایت از زیان دیده ضعیف می باشد،
است. چرا که اخلاق حکم می کند هیچ انسانی به ناروا مورد ظلم و ستم واقع نشود و آزار و ستم از مفاهیم
نکوهیده اخلاقی می باشد که در نظریه جدید می بینم به این هدف مهم اخلاقی یعنی ظلم ستیزی جامه عمل
پوشانده شده است.برابری انسانها، عدم استثمار و حق کشی افراد به دلیل فزونی قدرت گروهی بر گروه دیگر
و در نهایت محقق شدن عدالت اجتماعی، جملگی مسایل اخلاقی می باشند، پس در برخی مواقع چشم پوشی
از نیات افراد و در نظر گرفتن معیار های اجتماعی به جای معیار های شخصی نه تنها با اخ لاق منافاتی ندارد
بلکه کاملا در جهت برآورده ساختن اهدافی از اخلاقیات می باشد که اولویت دارند و مرجح می باشند.
در مجموع، بنا به مراتب فوق، به نظر می رسد که در تمامی تحولاتی که در نظریه تقصیر رخ داده است از
ابتدا و وادی امر، نقش اخلاق به عنوان مبنای مهم در شکل دهی به نظریه، غیر قابل انکار باشد.
بند دوم: اخلاق در اضرار عمدی
در تقسیم بندی فعل به عمد و غیر عمد بی شک آنچه ملاک تقسیم بندی قرار می گیرد، چیزی جز توجه به
نیت و انگیزه های درونی وارد کننده زیان نمی باشد و مورد توجه قرار دادن سوءنیت و حسن نیت افراد در
مسئول دانستنشان، قطعا "مبنای اخلاقی" دارد.
بدین ترتیب با توجه به سوء نیت مرتکب، اثر اضرار عمدی تشدید دامنه مسئولیت مدنی است. و نمونه بارز
2 این نوع خسارت زمانی مقرر می شود که عمل زیان بار خوانده، آن خسارت تنبیهی 23 در حقوق امریکا است. 4
عمدی، با سوء نیت، همراه با تقلب، بی مبالاتی، کلاهبرداری و شرارت آمیز باشد. 25
چنانکه محرز است کسی که مرتکب تقصیر عمدی می شود بی گمان مسئول پیامد های کار خود است، در
صورتی که احتمال دارد غفلت سبب مسئولیت کمتری شود. در خصوص مسئولیت زیان زننده به عمد، آنچه
که بی وقفه برای وی مسئولیت به بار می آورد، نیت پلید و سوء وی می باشد و حتی برای چنین زیان زننده ای
٢٣-Punitive damages
170 و 172 - -2 کاتوزیان، ناصر، مسئولیت مدنی ناشی از عیب تولید، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، 1384 ، صص 96
٢٥-Black , Black's Law Dictionary, P.١٢٣۴, ٣٩٠-٣٩٣,۵٧١
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 12
مجازات های تکمیلی نیز در حقوق برخی از کشورها در نظر گرفته می شود و آن در جایی است که عمل
مرتکب با "سوء نیت" باشد و داشتن قصد و نیت اضرار در واقع مبین زیر پا نهادن مهم ترین ملاک ها ی مورد
قبول اخلاقی می باشد.
به بیان دیگر شرط مسئولیت اخلاقی نیز آگاهی فاعل نسبت به عدم مشروعیت فعل یعنی سوء نیت او
می باشد. بدیهی است که حقوق مسئولیت مدنی تا حد گسترده ای به مبانی اخلاقی اهمیت می دهد که داشتن
قصد پلید و شرارت بار از موجبات مشدده محسوب می شود. آن چه که در اضرار عمدی حایز اهمیت است،
تنها قصد ایراد صدمه و ورود زیان می باشد گرچه اوضاع و احوال بر اساس آنچه که او در انتظارش بود، پیش
نرود. در واقع نیت سوء کافی است تا در صورت ایراد صدمه وارد کننده زیان را مسئول بدانیم. برای نمونه اگر
کسی به عمد نسبت به شخصی مرتکب عملی شود و دیگری از آن آسیب ببیند، عمل نسبت به آسیب دیده نیز
در حکم عمد است و مرتکب ملزم به جبران خسارات وارده می باشد.
در حقوق آمریکا در چنین موردی عمد را انتقال یافته می نامند و به نظریه "قصد منتقل شده " 26 اشتهار
دارد. به این معنا که مثلا الف قصد تصادم با ب را داشته باشد لکن در عمل به جای آن با ج برخورد کند .
در این صورت قصد برخورد با ب منتقل شده و فقدان قصد لازم برای برخورد با ج را جبران می کند. 27
در حقوق ما نمونه چنین موردی در ماده ی 296 قانون مجازات اسلامی عمل مرتکب را خطای محض تلقی
می کند، در حالی که به عقیده برخی اساتید 28 چنین امری در خصوص جبران خسارت قابل انتقاد به نظر
می رسد و بهتر است در حکم عمد شمرده شود و نتیجه نیت پلید آثار مدنی خود را داشته باشد . چنین
دیدگاهی نسبت به نیت نادرست و سوء به وضوح بیان گر نقش پر رنگ اخلاق و حمایت از آن می باشد.
در خصوص تقصیر عمدی بنا بر آنچه که گفته شد، روشن است که مستلزم سوء نیت می باشد اما تقصیر
سنگین گرچه بسیار به مفهوم تقصیر عمدی بسیار نزدیک است، هر قدر هم که فاحش باشد متضمن آن
نمی باشد، به عبارت دیگر حسن نیت و سوء نیت، وجه تمایز اساسی بین دو مفهوم تقصی ر سنگین و تقصیر
عمدی است و نتیجه این تمایز آن است که بیمه تقصیر عمدی بر خلاف نظم عمومی و باطل است اما بیمه
تقصیر سنگین در آرای دیوان تمیز فرانسه 29 ملاحظه می شود و در حقوق ما نیز با توجه به اینکه ضوابط خاصی
را راجع به این تقصیر نداریم، به نظر صحیح می رسد.
دلیل این اختلاف در آثار واحکام تقصیر سنگین و عمدی نیز روشن است. در تقصیر سنگین گرچه غفلت
شگفتی رخ می دهد اما آنچه سبب می شود تقصیر سنگین قابل بیمه شدن باشد، عدم سوء نیت زیان زننده است
٢٦-Transferred intent
٢٧- Black , Ibid, p.٨١٠, Jermy, Intention in the Criminal Law : A rejoinder, The Modern Law Review, vol.۵٨,No.۵ ,١٩٩۵,
pp.۶٧٨-۶٩١
-3 کاتوزیان، ناصر، الزام های خارج از قرارداد پیشین، ش 181
-1 مازو، ج 2، ش 635 ، ص 650 (به نقل از سوار، محمد وحیدالدین، شرح القانون المدنی(النظریه العام للالتزام )، جلد دوم، دمشق، الطبعه الثانیه،
( المطبعه الجدیده، 1389 ه. ق، ص 60 ، زیر نویس 1
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 13
و آنچه باعث بطلان بیمه تقصیر عمدی می شود، سوء نیت وارد کننده زیان است، بنا براین گرچه هر دوی اینها
سبب ورود خسارت می شوند و بسیار نزدیک به هم می باشند اما با این همه نزدیکی و شباهت حقوقی، وجه
تمایز این دو تقصیر یعنی داشتن سوءنیت سبب شده است تا در آثار بین این دو تفاوت باشد و این مهم به نوبه
خود، نشان دهنده پایبندی زیاد حقوق به مبانی اخلاقی می باشد.البته لازم به ذکر است که مفهوم تقصیر سنگین
در حقوق ما به طور تخصصی جایگاهی ندارد وچندان که ذکر کردیم، از تقسیمات حقوق فرانسه می باشد . در
حال حاضر نیز در قانون فرانسه تمام اعمال و حوادث غیر عمدی "بدون سوء نیت و بدون تقلب" بیمه گذار،
جز در موارد استثنایی قابلیت بیمه شدن را دارد.
بنا بر مراتب فوق دریافتیم، نیات و انگیزه های درونی افراد نقش مهمی در جهت دهی حقوق کشورهای
مختلف ایفا می کند. در حقوق ایران نیز هرگاه زیان زننده در ارتکاب فعل خود، سوء نیت داشته باشد و ی ا به
عبارت دیگر فعل وی عمدی باشد، در صورت بروز زیان های مالی یا جانی، علاوه بر مسئولیت مدنی، تحت
عنوان قتل عمد، ضرب و جرح عمدی و تخریب، مسئولیت کیفری نیز دارد. 30 عنایت و توجه قانون گذار به
نیت افراد در صورت بروز خسارات قطعا مبنایی اخلاقی دارد.
بند سوم: اخلاق در تقصیر شخصی و نوعی
با توجه به ضابطهی شخصی، مقصر چوب گناه خویش را می خورد و میزان انحراف و تجاوز هر کس با
آگاهی و تمیز خودش سنجیده می شود و بین مسئولیت حقوقی و اخلاقی هم ارتباط مستقیمی بر قرار می گردد .
بنابراین هیچ کسی مرتکب تقصیر حقوقی نمی شود مگر اینکه احساس کند مرتکب تقصیر اخلاقی شده است و
وجدان و ضمیر شخص او را راهنمایی می کند و از تقصیرش آگاه می سازد تا ارتکاب تقصیر برایش قطعی
شود.
مبنای این تفسیر از تقصیر این است که مسئولیت مدنی ضمانت اجرای مسئولیت اخلاقی است، یعنی چون
علم اخلاق از اعمال ضمانت اجرای ارزش ها و تکالیف اخلاقی ناتوان است، علم حقوق با ضمانت اجراهایی
از قبیل مسئولیت مدنی به حمایت از آرما ن های اخلاقی مبادرت می کند. بدیهی است که در این تلقی از تقصیر
مفهوم حقوقی تقصیر بسیار نزدیک به مفهوم اخلاقی آن است. به بیان دیگر موضوع حکم و حتی خود حکم
یعنی قابل سرزنش بودن عمل را اخلاق تامین می کند، لکن در مقابل نقض چنین تکلیف اخلاقی اجتماعی
بسنده کردن به ملامت محض به هدف حقوق که استقرار نظم عادلانه در زندگی دنیوی است، خدشه وارد
می آورد، در نتیجه، حقوق از ضمانت اجرای خاص خود که در اینجا، جبران خسارت است، استفاده می کند .
در این امر حقوق موضوع حکم را از اخلاق می گیرد و در شرایط تحقق آن نیز به طور اصولی از اخلاق پیروی
می کند.
-1 عباسلو، بختیار، پیشین، ص 49
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 14
در تقصیر نوعی نیز، گرچه رفتار شخص متعارف با ملاکها و ارزشهای اخلاقی سنجیده می شود اما چندان
که در تقصیر شخصی شاهد نقش اخلاق می باشیم در تقصیر نوعی آن را ن می یابیم و براساس نظربرخی از
نویسندگان تقصیر نوعی ملازمه ای با التزام به مفاهیم اخلاقی ندارد. 31
مبحث سوم: نقش اخلاق در جبران خسارت ناشی از تقصیر
گفتار اول: شرط عدم مسئولیت
همان طوری که در مبحث پیشین بیان داشتیم، در مسئولیت وارد کننده زیان، نیت و انگیزه های درونی وی
بسیار حایز اهمیت می باشد، به گونه ای که نظریه و تقسیماتی با محوریت نیت زیان زننده در حوزه مسئولیت
مدنی شکل گرفته است و چنان که ذکر نموده ایم، مبنای توجه به سوء نیت و حسن نیت افراد قطعا، اخلا قی
می باشد. این چنین اخلاق مداری با توجه به قصد و نیت زیان زننده در جبران خسارات که مهم ترین هدف
مسئولیت مدنی می باشد، نیز به چشم می خورد.
با توجه به اصل جبران کامل خسارت، زیان باید به طور کامل محو شود، به بیانی دیگر وارد کننده زیان
ملزم به جبران کلیه خسارات می باشد اما در جایی که بین طرفین شرط عدم مسئولیت باشد، از اصل مذکور
عدول می شود. با این وجود در خصوص تقصیر عمدی شرط مذکور فاقد اثر می باشد.
در تعریف این شرط می توان گفت، شرطی است که بین مسئول و زیان دیده احتمالی آینده بسته می شود
وبه موجب آن مسئول از پرداختن تمام یا قسمتی از خساراتی که به واسطه نقض تعهدات قراردادی خویش
ایجاد کرده است، معاف می گردد، به طوری که اگر این شرط وجود نداشت، مسئول یا همان متعهد ملزم به
جبران خسارت می شد. 32
گرچه شرط مذکور در حوزه قراردادها رواج بیشتری دارد، اما امکان طرح بحث در الزامات خارج از
قرارداد هم وجود دارد. گاهی نیز در قراردادی که بسته می شود درباره تخلفی که چهره ضمان آور قهری هم
دارد شرط عدم مسئولیت می شود.
گرچه در صحت و اعتبار این گونه شرط اختلاف شده است، اما با توجه به اصل آزادی اراده و پذیرش
عرفی شرط مذکور و عدم تنافی با نظم عمومی 33 و به همراه داشتن منافع اقتصادی 34 چنین شرطی نافذ
می باشد.
-1 همان، ص 27
-1 جعفری لنگرودی، محمد جعفر، دائره المعارف حقوق مدنی و تجارت، چاپ اول، بنیاد راستاد، 1357 ، جلد اول، ص 988
-2 کاتوزیان، ناصر، پیشین، ش 319
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 15
اما چنانکه می دانیم در تقصیر عمدی، عنصر حسن نیت مفقود می باشد و بی گمان دو طرف درقرار دادن
شرط عدم مسئولیت، این شرط را بر مبنای داشتن حسن نیت و اجتناب از حیله و تقلب قرار می دهند، این بنای
ضمنی قید تراضی درباره شرط عدم مسئولیت نیز می باشد و تجاوز به عمد را از شمول آن خارج می سازد. 35
علاوه بر آن در مواردی که شخص به عمد باعث ورود خسارت می شود یا آگاهانه به اعمالی دست می زند
که در نظر عرف عمد محسوب می شود، شرط عدم مسئولیت نمی تواند از تعهد او مبنی بر جبران خسارت
بکاهد، زیرا اخلاق ایجاب می کند که در یک جامعه منظم کسی تعهدات قراردادی و توافقات را وسیله ای برای
آزار رساندن به دیگران و کسب سود شخصی و منفعت طلبی و خود خواهی نکند.
از آن گذشته در صورتی که در خصوص تقصیر عمدی، شرط عدم مسئولیت را صحیح بدانیم در واقع
زمینه بدطینتی و مردم آزاری را که از صفات مذموم اخلاقی است و از نمونه ها ی تجاوز به نظم عمو می
می باشد، فراهم می کنیم. به عنوان مثال به فرض که شرط حذف ضمان درک درست باشد در موردی که
شخص به عمد ملک دیگری را می فروشد و برای گریز از رد ثمن شرط می کند که ضمان درک را به عهده
نمی گیرد، باید آن را به دلیل برخورد بانظم عمومی واخلاق حسنه باطل شمرد. 36
بنابراین اقتضائات اخلاقی ایجاب می کند که باوجود پذیرش شرط عدم مسئولیت، موارد تقصیر عمدی را
از شمول این قاعده کلی جدا بدانیم. در واقع آنچه مبنای استثناء تلقی شدن تقصیر عمدی می باشد، مبانی
اخلاقی می باشد زیرا در جایی که شخص مرتکب تقصیر به عمد می شود به دلیل داشتن سوء نیت، اخلاق
نمی تواند از آن حمایت کند.
گفتار دوم: جبران خسارات ضرر معنوی
فردی که تقصیر کرده و زیان وارد کرده است ملزم به جبران کلیه خسارات مادی و معنوی می باشد .آنچه
که تا کنون در خصوص نقش اخلاق در حوزه مسئولیت مدنی بیان شد، وارد کننده زیان را مورد توجه قرار
داده است. اما چندان که پیشتر نیز بیان داشتیم اخلاق جنبه های گوناگون دارد و از زوایای مختلف قابل بررسی
می باشد، جبران خسارات ضرر و زیان معنوی نیز در ذات و فحوای خود امری اخلاقی محسوب می شود که
چهره آن به تصویر کشانده می شود.
34- Starck , Ibid , No ٢١۴٠
-4 امامی اسدالله و عبدی صادق، "تحلیل مبانی فقهی – حقوقی شرط عدم مسئولیت قراردای"، مجله مجتمع آموزش عالی قم ، 1378 ، سال اول، شماره
2،ص 100
-1 کاتوزیان، ناصر، همان، ش 322
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 16
ضرر معنوی بعد روحی و عاطفی انسان را دربرمی گیرد و زیر پا نهادن حقوق مربوط به ابعاد معنوی از
جمله حیثیت، آزادی و شرافت و... بسیار بدیهی است که غیر اخلاقی می باشد. در واقع به دیگر بیان، مفاهیم
مربوط به حقوق معنوی جملگی در زمره مفاهیم و معانی اخلاقی قرار دارند.
9 و 10 قانون مسؤولیت مدنی خسارت معنوی قابل مطالبه است. ،8 ،2 ، به موجب مواد 1
ماده یک قانون مسئولیت مدنی که بیان می دارد: "هر کس بدون مجوز قانونی عمدا یا در نتیجه بی احتیاطی
به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای
افراد ایجاد گردیده لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت
ناشی از عمل خود می باشد."
به موجب ماده مزبور، مقصر مسئول جبران خسارات مادی و معنوی می باشد و لطمه به آزادی برای
وی ایجاد مسئولیت می کند. چنان که ذکر کردیم، آزادی از ژرف ترین مفاهیم و پایه ها ی اخلاق محسوب
می شود و دراین ماده مورد توجه قانون گذار بوده است واین امر نشانه متاثر بودن قا نون مسئولیت مدنی از
اخلاق در حوزه خسارات معنوی می باشد. علاوه بر آزادی، سخن از حیثیت نیز به میان آمده است و همچنین با
عبارت "... هر حق دیگر"، لطمه و صدمه به بسیاری از حقوق معنوی که جنبه اخلاقی دارد نیز مورد نظر
قانون گذار بوده و از آنها غفلت ننموده است.
علاوه بر آن ماده 8 این قانون به طور ضمنی دلالت بر جبران خسارت معنوی می نماید:
"کسی که در اثر تصدیقات یا انتشارات مخالف واقع به حیثیت و اعتبارات و و موقعیت دیگری زیان وارد
آورد مسئول جبران آن است. شخصی که در اثر انتشارات مزبور یا سایر وسایل مخالف با حسن نی ت
مشتریانش کم و یا در معرض از بین رفتن باشد می تواند موقوف شدن عملیات مزبور را خواسته و در صورت
اثبات تقصیر زیان وارده را از واردکننده مطالبه نماید".
ماده مزبور نیز مخالفت با حسن نیت را مورد توجه قرار داه است و اخلاق مداری با توجه به حسن نیت و
سوء نیت افراد در این ماده نیز مورد توجه قانون گذار بوده است. عبارت "... یا سایر وسایل مخالف با حسن
نیت"، قیدی است که قرینه ای تلقی می شود جهت لزوم رعایت اخلاق در مناسبات و فعالیت ها ی اجتماعی .
در واقع عبارت مزبور نشان دهنده این است که تصدیقات و انتشاراتی که در صدر ماده بدان اشاره شده است
و سبب لطمه به حیثیت افراد شده است نیز عامدا و با سوءنیت و به قصد از بین بردن آبرو و حیثیت افراد بوده
است و به نظر می رسد که در جایی که فرد حسن نیت داشته و اتفاقا اقدام وی منجر به بروز خسارتی منافی با
حیثیت شخصی دیگر شده است در دایره شمول ماده قرار نمی گیرد.
علاوه براین، حفظ آبرو و حیثیت افراد از امور بسیار مهم است که هم در حوزه دینی و هم در اجتماعی
تاکیدو سفارش فراوان به آن شده است و هتک حرمت دیگران و انتشار اخبار کذب که ملازمه با از بین بردن
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 17
حیثیت شغلی، اجتماعی و خانوادگی افراد دارد بسیار مذموم و مورد نکوهش می باشد و با اخلاقیات منافات
دارد.
ماده 10 قانون مسئولیت مدنی نیز مقرر می دارد:
"کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد شود می تواند از کسی که لطمه وارد
آورده است جبران زیان مادی معنوی خود را بخواهد هر گاه اهمیت زیان و نوع تقصیر ایجاب نماید دادگاه
می تواند در صورت اثبات تقصیر علاوه بر صدور حکم به خسارت مالی حکم به رفع زیان از طریق دیگر از
قبیل الزام به عذرخواهی و درج حکم در جراید و امثال آن نماید."
الزام به عذر خواهی، راهی است که قانون گذار برای جبران خسارت علاوه بر جبران مالی در نظر گرفته
است. چنین راهی در حقوق ما تازگی داشته و بدیهی است که ماهیت آن اخلاقی می باشد. در واقع لطمه به
حیثیت و اعتبار اشخاص از نظر قانون گذار تا اندازه ای واجد اهمیت بوده است که جبران خسارت مالی را
کافی ندانسته و در صدد آن بوده است تا برای لطمه به امری که اخلاقی محسوب می شود، راهی اخلاقی نیز
جهت جبران در نظر گیرد. قانون گذاربا توجه به اهمیت ضرر و زیان های معنوی، جبران مادی از طریق
پرداخت پول را کافی ندانسته و الزام به عذر خواهی را که در حقوق کشور ما بی سابقه بوده در نظر گرفته
است. نکته ی مهم دیگر آن است که حتی طرق جبران در ماده ی مذکور حصری نمی باشد و در انتهای ماده با
قید "... و امثال آن" قانونگذار دست قاضی را جهت در نظر گرفتن راهی برای جبران با توجه به حساسیت
موضوع باز گذاشته است که این امر در جای خود نشان دهنده توجه بیش از اندازه قانونگذار به رعایت اخلاق
می باشد. بنابراین آنچه در این ماده غیر قابل انکار است ماهیت اخلاقی آن و متاثر بودن قانونگذار از اخلاق
می باشد.
بنا برآنچه که گفته شد و با دقت در مواد قانون مسئولیت مدنی، جبران خسارت معنوی همواره مورد توجه
نویسندگان حقوقی و قانون گذاران بوده است و مقصر علاوه بر جبران خسارات مادی ملزم به جبران خسارت
معنوی نیز می باشد. در محاکم و رویه قضایی هم با وجود اختلافات زیاد در این خصوص، شاهد صدور آرایی
مبنی بر لزوم جبران خسارت معنوی می باشیم. 37
آنچه پر واضح است ارتباط مستقیم و نزدیکی بسیاری از مصادیق ضررهای معنوی با مفاهیم اخلاقی
می باشد. بنابراین علاوه بر اخلاق مداری حقوق مسئولیت مدنی در خصوص حسن نیت و سوء نیت وارد کننده
زیان، در صورت اثبات تقصیر نیز، جنبه اخلاقی راهکارهای قانونی غیرقابل انکار است.
1621 ) صادره از شعبه دادگاه تجدید نظر استان تهران که /3/ 77 (کلاسه پرونده 76 /3/ -1 برای نمونه به این رای رجوع کنید : رای شماره 227 مورخ 18
در آن دادگاه به استناد مواد 2و 3 قانون مسئولیت مدنی تجدید نظر خوانده را به پرداخت مبلغ دو میلیون ریال بابت ضررو زیان معنوی وارده به تجدید
نظر خواه محکوم و علاوه برآن با توجه به نوع تقصیر به استناد ماده 10 آن قانون تجدید نظر خوانده را به عذر خواهی از تجدید نظر خواه مکلف
نموده است. همچنین رای تاریخی جبران خسارت مادی و معنوی بیماران هموفیلی صادره از شعبه 1060 دادگاه عمومی و انقلاب تهران
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 18
نتیجه:
تقصیر همواره در حقوق مسئولیت مدنی کشورهای مختلف از جمله ایران، از مبانی بسیار مهم تلقی می شود
و با توجه به انگیزه و قصد وارد کننده زیان تقسیماتی را بر مبنای حسن نیت و سوء نیت شکل داده است که
ناشی از التزام آن به موازین اخلاقی می باشد، در مواردی که شخص عامدا به دیگری زیان وارد می کند، با
توجه به سوء نیت وی مسئولیت کیفری دارد و ملزم به جبران کلیه ی خسارات مادی و معنوی نیز می باشد و
اقدام وی در برخی از کشورها نیز موجب تشدید دامنه مسئولیت مدنی می شود که بدیهی است در نظر گرفتن
چنین تمهیداتی نتیجه مستقیم مبانی اخلاقی می باشد.
در نظریه جدید تقصیر نیز، با جایگزینی معیارهای اجتماعی به جای معیارهای شخصی، ظلم ستیزی، برابری
انسان ها، عدم استثمار و بهره کشی افراد و در نهایت محقق شدن عدالت اجتماعی در جهت بر آورده ساختن
اهداف کلان و اساسی اخلاق مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین نه تنها نظریه جدید تقصیر از مفاهیم
اخلاقی دور نشده است بلکه با ساز و کارهای جدید، در شکوفایی هر چه بیشتر اهداف اخلاق نقش ب ه سزایی
داشته است. از این روی در تمامی تحولاتی هم که در نظریه تقصیر رخ داده است، نقش اخلاق به عنوان مبنای
مهم در شکل دهی به نظریه، غیر قابل انکار است.
فارغ از مبنای اخلاقی تقصیر، جبران خسارت معنوی در فحوای خود امری اخلاقی محسوب می شود و زیر پا
نهادن حقوق مربوط به ابعاد معنوی از جمله حیثیت، آزادی، شرافت و... بسیار بدیهی است که غیر اخلاقی می باشد .
قانون مسئولیت مدنی ایران نیز در خصوص جبران خسارت تدابیری از جمله الزام به عذر خواهی را در نظر گرفته
است که پیش از این در قوانین دیگر سابقه نداشته است و از معیار های پیش بینی شده در قانون مدنی فاصله گرفته
است، با مداقه در این خصوص به این نتیجه میرسیم که اخلاق در حوزه ی مسئولیت مدنی نقش بسیار مهمی در
جهت دادن به قانون ایفا می کند و گرچه صراحتا در این حوزه از اخلاق نامی نبرده شده است اما فحوای مواد حاکی
از پای بندی قانون گذار به مبانی اخلاقی می باشد.
به این ترتیب باید نقش اخلاق را به عنوان یکی از پایه های اصلی و اساسی حقوق مسئولیت مدنی در نظر بگیریم
که نه تنها حقوق مسئولیت مدنی حکمی برخلاف آن ندارد، بلکه در بسیاری از موارد هدف محسوب می شودو
مسئولیت مدنی در راستای اعتلای سطح اخلاق و برآورده کردن اهداف اخلاقی بسیار قوی رخ می نماید، به بیانی
دیگر حقوق مسئولیت مدنی تنها حداقل های اخلاقی را در نظر نمی گیرد بلکه به مراتب عالی اخلاق اجتماعی
می اندیشد و در کنار رسالت مهم جبران خسارت، از تلاش در جهت شکوفایی هر چه بیشتر اخلاق غفلت
نورزیده است.
در نهایت می توان گفت که ریشه های اخلاقی در حقوق مسئولیت مدنی به وضوح به چشم می خورد و تار
و پود این دو در هم تنیده شده است و مسئولیت مدنی، ریشه در قواعد اخلاق اجتماعی و مدنی دارد و به
مرزهایی محصور است که اخلاق معین می کند.
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 19
٨Paris

فهرست منابع
الف) فارسی
کتب
1. ارسطو، 1381 ، اخلاق نیکوماخس، جلد اول، چاپ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
2. ابوالحمد، عبدالحمید، 1349 ، تحولات حقوق خصوصی، چاپ اول، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
3. بادینی، حسن، 1384 ، فلسفه مسئولیت مدنی، چاپ اول، تهران، شرکت سهامی انتشار
4. پولانزاس، ن.آر، 1386 ، فلسفه حقوق، مترجم: الماسی، چاپ اول، نشر میزان
5. جوان، موسی، 1326 ، مبانی حقوق، جلد اول، چاپ اول، رنگین
6. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، 1357 ، دائره المعارف حقوق مدنی و تجارت، جلد اول، چاپ اول، تهران، انتشارات مشعل
آزادی
7. حائری یزدی، 1361 ، کاوش های عقل عملی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی
8. دل وکیو، جورجو، 1380 ، فلسفه حقوق، مترجم: واحدی، چاپ اول، تهران، نشر میزان
9. درودیان، حسن علی، 1377 ، حقوق مدنی 4، تهران، انتشارات حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
10 . ژوردن، پاتریس، 1385 ، اصول مسئولیت مدنی، مترجم: ادیب، چاپ دوم، تهران، نشر میزان
11 . سالیوان، راجر، 1380 ، اخلاق در فلسفه کانت، مترجم، فولادوند، چاپ اول، انتشارات طرح نو
12 . شریفی، احمد حسین، 1384 ، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، چاپ دوم، موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی
13 . صفایی سید حسین و رحیمی حبیب الله، 1390 ، مسئولیت مدنی (الزامات خارج از قرارداد)، چاپ دوم، سمت
14 . طوسی، محمد بن نصیرالدین، 1373 ، اخلاق ناصری، تصحیح: مینویی، انتشارات خوارزمی
15 . عباسلو، بختیار، 1390 ، مسئولیت مدنی (با نگرش تطبیقی)، چاپ اول، تهران، نشر میزان
16 . فرانکنا، ویلیام کی، 1376 ، فلسفه اخلاق، مترجم: صادقی، چاپ اول، موسسه فرهنگی طه
17 . کاتوزیان، ناصر، 1387 ، الزام های خارج از قرارداد (مسئولیت مدنی)، جلد اول، چاپ هشتم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
1384 ، مسئولیت مدنی ناشی از عیب تولید،چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران 1 ،---------- .18
1377 ، فلسفه حقوق، چاپ اول، شرکت سهامی انتشار ،---------- .19
20 . لوررسا، میشل، 1375 ، مسئولیت مدنی، مترجم، اشتری، چاپ اول، نشر حقوقدان
21 . محمد رضایی، محمد، 1379 ، تبیین و نقد فلسفه اخلاق کانت، چاپ اول، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 20
22 . هگل، گئورگ ویلهلم فریدریش، 1378 ، عناصر فلسفه حق یا خلاصه ای از حقوق طبیعی و علوم سیاست، مترجم، ایرانی طب،
چاپ اول، انتشارات پروین
مقالات:
23 . امامی اسدالله و عبدی صادق، "تحلیل مبانی فقهی – حقوقی شرط عدم مسئولیت قراردادی" مجله مجتمع آموزش عالی قم،
تابستان 78 ، سال اول، شماره 2
24 . بابایی، ایرج،"نقد اصل قابلیت جبران کلیه خسارات در حقوق مسئولیت مدنی ایران"، فصلنامه علوم انسانی، 1384 ، سال
16- هفتم، شماره 15
25 . قاری، سید محمد، "نظریات اخلاقی در آیینه حقوق "، فصلنامه علمی – پژوهشی دانشگاه مفید، بهار 1381 ، سال هشتم،
شماره 29
ب) منابع عربی:
26 . زکی محمود، جمال الدین، 1987 م، مشکلات المسئولیه المدنیه، جلد دوم، مطبعه جامعه القاهره
27 . سراج، محمد احمد، 1410 ه. ق، ضمان العدوان فی الفقه الاسلامی (دراسه الفقهیه مقارنه باحکام المسئولیه التقصیریه فی
القانون)، قاهره، دارالثقافه للنشر و التوزیع
28 . السنهوری، احمد عبدارزاق، 1424 ه.ق، الوسیط فی شرح القانون المدنی الجدید، قاهره، بی جا، جلد اول، دارالنهضه العربیه
29 . سوار، محمد وحیدالدین، 1412 ه.ق، شرح القانون المدنی(النظریه العام للالتزام)، جلد دوم، دمشق، الطبعه الثانیه، المطبعه
الجدیده
30 . غزالی، ابوحامد محمد، 1421 ه.ق، احیاء علم الدین، جلد سوم، جزء 8، دارالاحیاءالتراث العربی
31 . میرزای نائینی، 1409 ه. ق، فوائد الاصول، الطبعه الاولی، قم، موسسه نشر اسلامی
32 . نراقی، محمد بن احمد، 1375 ، عوائد الایام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول
33 . نمله، عبدالکریم، 1420 ه.ق 19991 م، الرخص الشرعیۀ (واثباتها بالقیاس)، چاپ دوم، ریاض مکتبۀالرشد
ج) منابع انگلیسی:
٣۴- Black (H.C ), ١٩٨٣, Black Law Dictionary, ۵ the edition U.S.A
٣۵- Bohlen, Francis H, ١٩٠٨, “ The Moral Duty to Aid Other as a Basis OF Tort Liability “ Univercity of
Pennsylvania Law Review and American Law Register, Vol. ۵۶, N.۴, Volume. ۴٧, New series, Apr
٣۶- Jermy, Horder, Sep.١٩٩۵, Intention in the Criminal Law: A rejoinder, The Modern Law Review,
vol.۵٨, No.۵
٣٧- Kelly, David N, ٢٠٠٠، ” A Psychological Approach to Understanding the Legal Basis the No Duty to
Rescuse, “B.Y.U. Jornalof Publice Law, Vol. ١۴
٣٨- Miler, Richard W, ٢٠٠۴, “Beneficence, Duty and Distance”, Philosophy & Public Affairs, Vol. ٣٢, N. ۴
نقش اخلاق در حقوق مسئولیت مدنی............................................................................. 21
٣٩- Mohr J.C.B& Tubingen, ١٩٧٣, Torts, IN International Encyclopedia OF Comparative Law, ED: by
Tunc Ander, the hague. Boston, London, Martinus NihoffPubllshers, volXL, Part I
۴٠ – Owen, David G, first published ١٩٩۵, “Philosophical Foundations of Fault in Tort Law“, In
Philosophical Foundations of Fault in Tort Law, Oxford, Edited by Owen David, Clarendeon Press
۴١- Prosser, William, ١٩٧١, Law of Tort, Publishing co California
۴٢- Tunc Andre and Salle, ١٩٨٩, International Encyclopedia of comparative Law, Vol XI(٢-٢٠)
۴٣- Vranken, Martin, ١٩٩٨, Duty to Rescue in Civil Law Common Law, Les Extremes se Touchent The
International and Comparative Law Quarterly, Vol.۴٧, No.۴
۴۴- Weinrib, Ernest J, ١٩٨٠, “The case for a Duty to Rescue”, Yale Law Journal, Vol. ٩٠, N.٢
۴۵- ----------------------, ١٩٩۵, The Idea of Private Law, Harvard university Press
۴۶- Winfield and Jolowicz on Tort, ١٩۵٧, Tenth edition by W.V. Rogers, London, Sweet and Maxwell
د) منابع فرانسه:
۴٧- Carbonnier, ١٩٩۶, t.۴, Les obligations, Paris, Press Universitaires de France
۴- Starck, Boris, ١٩٧٢, Obligation,